inheriting

[ایالات متحده]/ɪnˈherɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈhɛrɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از کسی پس از مرگ او ملک، عنوان یا حقی را دریافت کردن؛ از والدین خود ویژگی‌ها یا خصوصیات ژنتیکی را دریافت کردن؛ از کسی مسئولیت یا نقشی را بر عهده گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

inheriting wealth

به ارث بردن ثروت

inheriting property

به ارث بردن ملک

inheriting genes

به ارث بردن ژن

inheriting traits

به ارث بردن ویژگی‌ها

inheriting rights

به ارث بردن حقوق

inheriting legacy

به ارث بردن میراث

inheriting culture

به ارث بردن فرهنگ

inheriting ideas

به ارث بردن ایده‌ها

inheriting responsibilities

به ارث بردن مسئولیت‌ها

inheriting traditions

به ارث بردن سنت‌ها

جملات نمونه

inheriting wealth can change a person's life.

میراث گرفتن ثروت می تواند زندگی یک شخص را تغییر دهد.

she is inheriting her family's business.

او کسب و کار خانواده اش را به ارث می برد.

inheriting traits from parents is common.

به ارث بردن ویژگی ها از والدین رایج است.

he is inheriting his father's passion for music.

او اشتیاق پدرش را برای موسیقی به ارث می برد.

inheriting knowledge is essential for progress.

به ارث بردن دانش برای پیشرفت ضروری است.

they are inheriting a legacy of innovation.

آنها یک میراث از نوآوری را به ارث می برند.

inheriting cultural values is important for identity.

به ارث بردن ارزش های فرهنگی برای هویت مهم است.

inheriting land can be a complex process.

به ارث بردن زمین می تواند یک فرآیند پیچیده باشد.

he is inheriting his grandmother's recipes.

او دستور العمل های مادربزرگش را به ارث می برد.

inheriting responsibilities can be overwhelming.

به ارث بردن مسئولیت ها می تواند طاقت فرسا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید