inka

[ایالات متحده]/ɪŋkə/
[بریتانیا]/ɪŋkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعinkas

جملات نمونه

the archaeologists discovered an inka burial site deep in the mountains.

دروغه‌شناسان یک مکان دفن اینکا را در عمق کوه‌ها کشف کردند.

she collects antique inka pottery from various south american regions.

او ظروف سفالی باستانی اینکا را از مناطق مختلف آمریکای جنوبی جمع‌آوری می‌کند.

the inka empire once stretched across thousands of kilometers.

امپراتوری اینکا یک زمانی در میلیون‌ها کیلومتر پراکنده بود.

scientists are studying the inka agricultural terraces with great interest.

دانشمندان با علاقه زیاد به مطالعه دشت‌های کشاورزی اینکا مشغول هستند.

the ancient inka road system connected distant parts of the civilization.

سیستم جاده‌های باستانی اینکا بخش‌های دور از فرهنگ را به هم متصل می‌کرد.

tourists flock to see the magnificent inka ruins at machu picchu.

گردشگران به منظور دیدن آثار باستانی شگفت‌انگیز اینکا در مچو پیچو جمع می‌شوند.

the inka used gold extensively in their religious ceremonies and artwork.

اینکا به طور گسترده‌ای از طلا در مراسم‌های مذهبی و آثار هنری خود استفاده می‌کردند.

historians continue to debate the reasons for the inka civilization's collapse.

تاریخ‌دانان هنوز به دلیل‌های سقوط فرهنگ اینکا بحث می‌کنند.

the museum's new exhibit features authentic inka textiles and artifacts.

موزه نمایشگاه جدیدی با بافت‌های اصیل اینکا و اشیاء باستانی ارائه می‌دهد.

traditional inka farming techniques are still used by local communities today.

روش‌های کشاورزی سنتی اینکا هنوز توسط جوامع محلی استفاده می‌شود.

the inka conquerors built their cities at astonishing elevations in the andes.

فاتحان اینکا شهرهای خود را در ارتفاعات شگفت‌آور در اندس ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید