inkas

[ایالات متحده]/ˈɪŋkəs/
[بریتانیا]/ˈɪŋkəs/

ترجمه

n. نام شخصی (فرم جمع Inka، که در محیط‌های چک و صربی استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

inkas the document

پریشان کردن دستورالعمل

inkas now

پریشان کنید الان

inkas it

پریشان کنید آن را

please inkas

لطفاً پریشان کنید

inkas here

پریشان کنید اینجا

must inkas

باید پریشان کنید

جملات نمونه

the police arrested three suspects involved in inkas operations in the market district.

پلیس سه مشکوک را که در عملیات‌های inkas دخیل بودند، در ناحیه بازار دستگیر کرد.

small business owners are demanding government protection against inkas practices.

مالکان کسب و کارهای کوچک از حمایت دولت علیه رفتارهای inkas خواستارند.

the inkas syndicate was uncovered after a six-month investigation by authorities.

سازمان inkas پس از یک تحقیق شش ماهه توسط مسئولان آشکار شد.

victims of inkas often fear reporting the crime due to threats against their families.

بیماران inkas اغلب از گزارش دادن جرم به دلیل تهدیدات علیه خانواده‌هایشان می‌ترسند.

the inkas network operated across three provinces before being dismantled by police.

شبکه inkas در سه استان فعالیت می‌کرد تا زمانی که توسط پلیس نابود شد.

new legislation aims to increase penalties for those convicted of inkas crimes.

قانون جدید به افزایش مجازات‌های افراد محکوم شده به جرایم inkas هدف دارد.

witness protection programs are essential for successful prosecution of inkas cases.

برنامه‌های حفاظت شاهدان برای موفقیت‌آمیز بودن محاکم‌های جرایم inkas ضروری است.

the inkas boss was sentenced to fifteen years in prison for running the protection racket.

سرکارگزار inkas به ۱۵ سال حبس محکوم شد به خاطر اداره یک شبکه حفاظت.

community leaders are working together to eliminate inkas activities from their neighborhoods.

رهبران جامعه با هم کار می‌کنند تا فعالیت‌های inkas را از محله‌هایشان حذف کنند.

police discovered that inkas payments were collected weekly from local merchants.

پلیس کشف کرد که پرداخت‌های inkas هر هفته از فروشندگان محلی جمع‌آوری می‌شد.

the inkas scheme generated millions of rupiah in illegal revenue each month.

طرح inkas هر ماه میلیون‌ها ریال درآمد غیرقانونی تولید می‌کرد.

corruption within local government officials facilitated the expansion of inkas operations.

فساد در میان مقامات دولتی محلی گسترش فعالیت‌های inkas را تسهیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید