inlander

[ایالات متحده]/ˈɪn.lænd.ər/
[بریتانیا]/ˈɪnˌlændər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در داخل یک کشور زندگی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

inlander culture

فرهنگ اینلندر

inlander lifestyle

سبک زندگی اینلندر

inlander community

جامعه اینلندر

inlander traditions

آد و رسوم اینلندر

inlander economy

اقتصاد اینلندر

inlander population

جمعیت اینلندر

inlander regions

مناطق اینلندر

inlander resources

منابع اینلندر

inlander tourism

گردشگری اینلندر

inlander identity

هویت اینلندر

جملات نمونه

the inlander prefers the mountains to the coast.

این‌زمانی ترجیح می‌دهد کوه‌ها را به ساحل.

many inlanders enjoy hiking during the summer.

بسیاری از افراد ساکن مناطق داخلی از پیاده‌روی در تابستان لذت می‌برند.

the inlander community is known for its close-knit relationships.

جامعه‌ی افراد ساکن مناطق داخلی به خاطر روابط نزدیک و صمیمانه‌اش شناخته شده است.

inlanders often have a different perspective on coastal living.

افراد ساکن مناطق داخلی اغلب دیدگاه متفاوتی نسبت به زندگی در مناطق ساحلی دارند.

as an inlander, she rarely visits the ocean.

به عنوان یک فرد ساکن مناطق داخلی، او به ندرت از اقیانوس بازدید می‌کند.

inlanders typically enjoy a slower pace of life.

افراد ساکن مناطق داخلی معمولاً از سرعت زندگی آرام‌تر لذت می‌برند.

the inlander lifestyle emphasizes self-sufficiency.

سبک زندگی افراد ساکن مناطق داخلی بر خودکفایی تاکید دارد.

many inlanders take pride in their agricultural heritage.

بسیاری از افراد ساکن مناطق داخلی به ارث کشاورزی خود افتخار می‌کنند.

inlanders often have unique cultural traditions.

افراد ساکن مناطق داخلی اغلب سنت‌های فرهنگی منحصر به فردی دارند.

she felt like an inlander when she moved to the countryside.

وقتی به روستا نقل مکان کرد، احساس کرد مانند یک فرد ساکن مناطق داخلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید