inmo

[ایالات متحده]/ˈɪn.moʊ/
[بریتانیا]/ˈɪn.moʊ/

ترجمه

n. پاتنت؛ مددکاران بدون مرز
شکل‌های واژه
جمعinmos

عبارات و ترکیب‌ها

be inmo

در حالت inmo باش

stay inmo

در حالت inmo بمان

get inmo

به حالت inmo برو

inmo state

حالت inmo

inmo mode

حالت inmo

fully inmo

کاملاً در حالت inmo

inmo ready

آماده حالت inmo

inmo time

زمان inmo

going inmo

در حال ورود به حالت inmo

inmo phase

مرحله inmo

جملات نمونه

the inmo report was submitted on time.

گزارش inmo به موقع تحویل داده شد.

we need more inmo about the project.

ما نیاز به بیشتر inmo در مورد پروژه داریم.

the inmo system crashed yesterday.

سیستم inmo دیروز خراب شد.

please check the inmo database.

لطفاً پایگاه داده inmo را بررسی کنید.

inmo technology is advancing rapidly.

فناوری inmo به سرعت پیش می‌رود.

the inmo department is understaffed.

بخش inmo کم‌کاری دارد.

she specializes in inmo security.

او در امنیت inmo متخصص است.

our inmo strategy needs updating.

استراتژی inmo ما نیاز به به‌روزرسانی دارد.

the inmo conference was very informative.

کنفرانس inmo بسیار اطلاع‌آمیز بود.

inmo privacy concerns are growing.

نگرانی‌های حریم خصوصی inmo در حال افزایش است.

they implemented new inmo protocols.

آن‌ها پروتکل‌های جدید inmo را اجرا کردند.

access to inmo is restricted.

دسترسی به inmo محدود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید