inroads

[ایالات متحده]/ˈɪn.rəʊdz/
[بریتانیا]/ˈɪn.roʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجاوزات یا نفوذها؛ ورود موفق به مناطق جدید؛ پیشرفت ها یا ترقی ها

عبارات و ترکیب‌ها

make inroads

گ้าว جلو گذاشتن

inroads into

نفوذ به

inroads on

پیشرفت در مورد

significant inroads

پیشرفت‌های قابل توجه

inroads being made

پیشرفت‌هایی که در حال انجام است

inroads against

پیشرفت در برابر

inroads within

نفوذ در داخل

inroads into markets

نفوذ به بازارها

inroads in technology

پیشرفت در فناوری

inroads in education

پیشرفت در آموزش

جملات نمونه

they made significant inroads into the market last year.

آنها سال گذشته پیشرفت‌های چشمگیری در بازار به دست آوردند.

her research has made inroads in understanding climate change.

تحقیقات او در درک تغییرات آب و هوایی پیشرفت‌هایی را به دست آورده است.

the company is trying to make inroads into the asian market.

شرکت در تلاش است تا وارد بازار آسیا شود.

they are making inroads in renewable energy technology.

آنها در حال پیشرفت در زمینه فناوری انرژی‌های تجدیدپذیر هستند.

his new strategy is aimed at making inroads with younger consumers.

استراتژی جدید او برای نفوذ به مصرف‌کنندگان جوان‌تر است.

the organization has made inroads in promoting literacy.

سازمان در ارتقای سواد پیشرفت‌هایی را به دست آورده است.

we need to make inroads into the existing customer base.

ما باید وارد پایگاه مشتریان فعلی خود شویم.

making inroads in technology requires innovation and investment.

برای پیشرفت در فناوری، نوآوری و سرمایه‌گذاری لازم است.

they are slowly making inroads into the competitive industry.

آنها به آرامی در حال نفوذ به صنعت رقابتی هستند.

his presentation made inroads into the audience's understanding of the topic.

ارائه او در درک موضوع توسط مخاطبان پیشرفت‌هایی را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید