setbacks

[ایالات متحده]/ˈsɛtbæks/
[بریتانیا]/ˈsɛtbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موانع یا مشکلاتی که پیشرفت را مانع می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

face setbacks

تحمل شکست‌ها

overcome setbacks

غلبه بر مشکلات

experience setbacks

تحمل مشکلات

deal with setbacks

رسیدگی به مشکلات

accept setbacks

پذیرش مشکلات

learn from setbacks

درس گرفتن از مشکلات

embrace setbacks

پذیرش مشکلات

manage setbacks

مدیریت مشکلات

anticipate setbacks

پیش‌بینی مشکلات

navigate setbacks

عبور از مشکلات

جملات نمونه

despite the setbacks, she remained optimistic about her future.

با وجود مشکلات، او همچنان خوشبین بود.

he faced several setbacks in his career but never gave up.

او با وجود مشکلات متعدد در حرفه خود، هرگز دست از تلاش برنداشت.

setbacks can be a part of the learning process.

مشکلات می‌توانند بخشی از فرآیند یادگیری باشند.

she learned to overcome setbacks with resilience.

او یاد گرفت با انعطاف‌پذیری بر مشکلات غلبه کند.

his journey was filled with setbacks but also great achievements.

سفر او با وجود مشکلات، با دستاوردهای بزرگی همراه بود.

they discussed how to handle setbacks effectively.

آنها در مورد نحوه مقابله موثر با مشکلات بحث کردند.

setbacks are often temporary and can lead to growth.

مشکلات اغلب موقتی هستند و می‌توانند منجر به رشد شوند.

after facing many setbacks, he finally achieved his goal.

پس از مواجهه با مشکلات متعدد، او سرانجام به هدف خود رسید.

setbacks can teach us valuable lessons.

مشکلات می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما آموزش دهند.

she turned her setbacks into opportunities for improvement.

او مشکلات خود را به فرصت‌هایی برای بهبود تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید