insipidnesses

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪpɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪpɪdnəsɪz/

ترجمه

n. کمبود طعم یا مزه

عبارات و ترکیب‌ها

insipidnesses abound

فراوانی‌های بی‌مزه

insipidnesses revealed

افشای بی‌مزه‌ها

insipidnesses explored

بررسی بی‌مزه‌ها

insipidnesses discussed

بحث درباره بی‌مزه‌ها

insipidnesses encountered

برخورد با بی‌مزه‌ها

insipidnesses identified

شناسایی بی‌مزه‌ها

insipidnesses ignored

نادیده گرفتن بی‌مزه‌ها

insipidnesses criticized

انتقاد از بی‌مزه‌ها

insipidnesses analyzed

تجزیه و تحلیل بی‌مزه‌ها

insipidnesses highlighted

تاکید بر بی‌مزه‌ها

جملات نمونه

the insipidnesses of the meal left everyone disappointed.

بی‌رمق بودن غذا باعث ناامیدی همه شد.

he complained about the insipidnesses of the movie plot.

او در مورد بی‌رمق بودن طرح فیلم شکایت کرد.

many people avoid restaurants known for their insipidnesses.

بسیاری از مردم از رستوران‌هایی که به بی‌رمق بودن معروف هستند، اجتناب می‌کنند.

the insipidnesses of her speech made it hard to stay awake.

بی‌رمق بودن سخنرانی او باعث شد حضور ذهن داشته باشیم سخت باشد.

some critics noted the insipidnesses in the novel's characters.

برخی از منتقدان به بی‌رمق بودن شخصیت‌های رمان اشاره کردند.

the insipidnesses of modern art can be polarizing.

بی‌رمق بودن هنر مدرن می‌تواند قطب‌بندی‌کننده باشد.

he tried to spice up the insipidnesses of his daily routine.

او سعی کرد بی‌رمق بودن برنامه روزانه خود را متنوع کند.

the insipidnesses of the discussion led to a lack of engagement.

بی‌رمق بودن بحث منجر به عدم مشارکت شد.

she found the insipidnesses in his writing quite frustrating.

او بی‌رمق بودن نوشته‌های او را بسیار ناامیدکننده یافت.

the insipidnesses of the landscape made the hike less enjoyable.

بی‌رمق بودن منظره باعث شد پیاده‌روی کمتر لذت‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید