insobriety

[ایالات متحده]/ˌɪnsəʊˈbraɪəti/
[بریتانیا]/ˌɪnsoʊˈbraɪəti/

ترجمه

n. عدم توانایی در تفکر واضح به دلیل نوشیدن بیش از حد؛ کمبود اعتدال در نوشیدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

state of insobriety

حالت مستی

insobriety level

سطح مستی

insobriety issues

مشکلات ناشی از مستی

insobriety test

تست مستی

insobriety awareness

آگاهی از مستی

insobriety signs

علائم مستی

insobriety impact

اثرات مستی

insobriety treatment

درمان مستی

insobriety prevention

جلوگیری از مستی

insobriety consequences

پیامدهای مستی

جملات نمونه

his insobriety led to poor decision-making.

نقصان در تفکر و تصمیم‌گیری ناشی از مستی او

she struggled with insobriety for many years.

او سال‌ها با مستی دست و پنجه نرم کرد.

insobriety can have serious health consequences.

مستی می‌تواند عواقب جدی برای سلامتی داشته باشد.

they organized an intervention due to his insobriety.

آنها به دلیل مستی او یک مداخله برگزار کردند.

insobriety affects one's relationships negatively.

مستی به طور منفی بر روابط تأثیر می‌گذارد.

after years of insobriety, he finally sought help.

پس از سال‌ها مستی، او بالاخره به دنبال کمک رفت.

insobriety can impair judgment and reaction times.

مستی می‌تواند قضاوت و زمان واکنش را مختل کند.

she admitted her insobriety was a problem.

او اعتراف کرد که مستی یک مشکل است.

he faced legal issues due to his insobriety.

او به دلیل مستی با مشکلات قانونی روبرو شد.

support groups can help manage insobriety.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به مدیریت مستی کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید