insole

[ایالات متحده]/ˈɪn.səʊl/
[بریتانیا]/ˈɪn.soʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کفی قابل برداشت در یک کفش
Word Forms
جمعinsoles

عبارات و ترکیب‌ها

soft insole

کفی نرم

orthotic insole

کفی ارتوتیک

gel insole

کفی ژله‌ای

removable insole

کفی قابل جدا شدن

cushioned insole

کفی با لایه کوشنینگ

arch support insole

کفی با قوس‌دار

comfortable insole

کفی راحت

insulated insole

کفی عایق

thin insole

کفی نازک

custom insole

کفی سفارشی

جملات نمونه

he replaced the worn-out insole in his running shoes.

او کفی پاشنه کهنه را در کفش‌های دویدن خود تعویض کرد.

the insole provides extra cushioning for comfort.

کفی پاشنه راحتی را با بالشتک اضافی فراهم می‌کند.

she prefers a gel insole for her everyday shoes.

او ترجیح می‌دهد از یک کفی پاشنه ژلی برای کفش‌های روزمره خود استفاده کند.

insoles can help alleviate foot pain.

کفی‌های پاشنه می‌توانند به تسکین درد پا کمک کنند.

he bought custom insoles for better arch support.

او برای پشتیبانی بهتر از قوس پا، کفی‌های پاشنه سفارشی خرید.

make sure to clean your insoles regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم کفی‌های پاشنه خود را تمیز می‌کنید.

the insole of these boots is made from recycled materials.

کفی پاشنه این چکمه‌ها از مواد بازیافتی ساخته شده است.

she noticed a difference after adding a supportive insole.

او پس از اضافه کردن یک کفی پاشنه حمایتی متوجه تفاوت شد.

insoles can improve the fit of your shoes.

کفی‌های پاشنه می‌توانند تناسب کفش‌های شما را بهبود بخشند.

he always keeps a spare insole in his gym bag.

او همیشه یک کفی پاشنه اضافی را در کیف ورزشی خود نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید