integumentary

[ایالات متحده]/ɪnˈtɛɡjʊməntəri/
[بریتانیا]/ɪnˈtɛɡjʊˌmɛnˌtɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پوشش خارجی یک موجود زنده

عبارات و ترکیب‌ها

integumentary system

سیستم پوششی

integumentary layer

لایه پوششی

integumentary health

سلامت پوشش

integumentary function

عملکرد پوشش

integumentary anatomy

آناتومی پوشش

integumentary disorders

اختلالات پوشش

integumentary barrier

سد پوششی

integumentary protection

محافظت پوشش

integumentary structures

ساختارهای پوششی

integumentary response

واکنش پوشش

جملات نمونه

the integumentary system protects the body from external damage.

سیستم پوششی از بدن در برابر آسیب‌های خارجی محافظت می‌کند.

skin is the largest organ of the integumentary system.

پوست بزرگترین عضو سیستم پوششی است.

the integumentary system plays a vital role in temperature regulation.

سیستم پوششی نقش حیاتی در تنظیم دمای بدن ایفا می‌کند.

integumentary disorders can lead to various skin problems.

اختلالات سیستم پوششی می‌توانند منجر به مشکلات پوستی مختلف شوند.

proper hydration is essential for a healthy integumentary system.

هیدراتاسیون مناسب برای داشتن یک سیستم پوششی سالم ضروری است.

the integumentary system includes hair, nails, and skin.

سیستم پوششی شامل مو، ناخن و پوست است.

sun exposure can damage the integumentary system over time.

قرار گرفتن در معرض نور خورشید می‌تواند در طول زمان به سیستم پوششی آسیب برساند.

integumentary health is important for overall well-being.

سلامت سیستم پوششی برای سلامت کلی مهم است.

regular exfoliation can improve the integumentary system's function.

لایه برداری منظم می‌تواند عملکرد سیستم پوششی را بهبود بخشد.

integumentary assessments are crucial in dermatology.

ارزیابی‌های سیستم پوششی در پوست‌شناسی بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید