dermal

[ایالات متحده]/ˈdɜː.məl/
[بریتانیا]/ˈdɜr.məl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پوست؛ مربوط به درماتولوژی

عبارات و ترکیب‌ها

dermal layer

لایه پوستی

dermal tissue

بافت پوستی

dermal absorption

جذب پوستی

dermal filler

فیلر پوستی

dermal repair

ترمیم پوست

dermal graft

پیوند پوستی

dermal reaction

واکنش پوستی

dermal condition

وضعیت پوست

dermal health

سلامت پوست

dermal therapy

درمان پوستی

جملات نمونه

the dermal layer of the skin is crucial for protection.

لایه پوستی (درم) برای محافظت بسیار مهم است.

dermal fillers can enhance facial features.

فیلرهای پوستی می‌توانند ویژگی‌های صورت را بهبود بخشند.

he studied dermal biology in university.

او زیست‌شناسی پوستی را در دانشگاه مطالعه کرد.

dermal absorption can occur with certain medications.

جذب پوستی می‌تواند با برخی داروها رخ دهد.

she applied a dermal cream to soothe her skin.

او یک کرم پوستی برای تسکین پوستش استفاده کرد.

dermal research is important for developing new treatments.

تحقیقات پوستی برای توسعه درمان‌های جدید مهم است.

he has a dermal condition that requires special care.

او یک مشکل پوستی دارد که نیاز به مراقبت ویژه دارد.

dermal layers help regulate temperature in the body.

لایه‌های پوستی به تنظیم دمای بدن کمک می‌کنند.

she is a dermatologist specializing in dermal issues.

او یک متخصص پوست است که در مشکلات پوستی تخصص دارد.

dermal patches are used for nicotine replacement therapy.

وصله‌های پوستی برای جایگزینی نیکوتین استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید