intelligentsias

[ایالات متحده]/ɪn,telɪ'dʒentsɪə/
[بریتانیا]/ɪn,tɛlɪ'dʒɛntsɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نخبگان فکری؛ طبقه تحصیل‌کرده

جملات نمونه

the Western intelligentsia

فرهیختگان غربی

a kingdom of the petty-bourgeois intelligentsia

پادشاهی روشنفکران خرده بورژوازی

The intelligentsia plays a crucial role in shaping public opinion.

فرهیختگان نقش مهمی در شکل دادن به افکار عمومی ایفا می‌کنند.

Many members of the intelligentsia are actively involved in social and political issues.

بسیاری از اعضای فرهیختگان به طور فعال در مسائل اجتماعی و سیاسی مشارکت دارند.

The intelligentsia often leads intellectual discussions and debates.

فرهیختگان اغلب رهبری بحث‌ها و مناظرات فکری را بر عهده دارند.

The intelligentsia is known for its critical thinking and analytical skills.

فرهیختگان به تفکر انتقادی و مهارت‌های تحلیلی خود مشهور هستند.

Some famous authors and scholars belong to the intelligentsia.

برخی از نویسندگان و دانشمندان مشهور به فرهیختگان تعلق دارند.

The intelligentsia is a diverse group with various backgrounds and expertise.

فرهیختگان گروهی متنوع با پیشینه‌ها و تخصص‌های مختلف هستند.

Historically, the intelligentsia has played a significant role in social movements and revolutions.

به طور تاریخی، فرهیختگان نقش مهمی در جنبش‌ها و انقلاب‌های اجتماعی ایفا کرده‌اند.

The intelligentsia often challenges conventional wisdom and societal norms.

فرهیختگان اغلب خرد متعارف و هنجارهای اجتماعی را به چالش می‌کشند.

Intellectuals and academics are often considered part of the intelligentsia.

روشنفکران و دانشمندان اغلب به عنوان بخشی از فرهیختگان در نظر گرفته می‌شوند.

The intelligentsia is a driving force behind cultural and intellectual progress.

فرهیختگان نیروی محرکه پیشرفت فرهنگی و فکری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید