intercooler

[ایالات متحده]/ˈɪntəˌkuːlə/
[بریتانیا]/ˈɪntərˌkuːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که هوا یا مایع را بین مراحل فشرده‌سازی یا گرمایش خنک می‌کند؛ یک مبدل حرارتی که در یخچال‌سازی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

air intercooler

خنک‌کننده هوا

intercooler upgrade

ارتقاء خنک‌کننده

intercooler installation

نصب خنک‌کننده

front mount intercooler

خنک‌کننده نصب جلو

water intercooler

خنک‌کننده آب

performance intercooler

خنک‌کننده با کارایی بالا

intercooler piping

لوله کشی خنک‌کننده

intercooler fan

فن خنک‌کننده

intercooler system

سیستم خنک‌کننده

intercooler efficiency

بازدهی خنک‌کننده

جملات نمونه

the intercooler helps improve engine efficiency.

اینترکولر به بهبود راندمان موتور کمک می کند.

installing a larger intercooler can enhance performance.

نصب یک اینترکولر بزرگتر می تواند عملکرد را افزایش دهد.

the intercooler reduces the temperature of the intake air.

اینترکولر دمای هوای ورودی را کاهش می دهد.

check the intercooler for any leaks or damage.

اینترکولر را از نظر نشتی یا آسیب بررسی کنید.

a well-designed intercooler can increase horsepower.

یک اینترکولر با طراحی خوب می تواند قدرت موتور را افزایش دهد.

the intercooler is essential for turbocharged engines.

اینترکولر برای موتورهای توربو ضروری است.

intercooler placement affects overall vehicle aerodynamics.

محل قرارگیری اینترکولر بر آیرودینامیک کلی خودرو تأثیر می گذارد.

aftermarket intercoolers often provide better cooling.

اینترکولرهای پس از فروش اغلب خنک کننده بهتری ارائه می دهند.

regular maintenance of the intercooler is necessary.

تعویض منظم اینترکولر ضروری است.

upgrading the intercooler can lead to better fuel efficiency.

ارتقاء اینترکولر می تواند منجر به بهبود راندمان سوخت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید