interfere

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈfɪə(r)/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈfɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. مداخله کردن; دخالت کردن; مانع شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

interfere with

تداخل با

interfere in

تداخل در

جملات نمونه

Don't interfere with him.

با او دخالت نکنید.

Don't interfere with the machine!

با دستگاه دخالت نکنید!

tamper with a jury.See Synonyms at interfere

با هیئت منصفه دستکاری کنید.برای یافتن مترادف‌ها، به 'interfere' مراجعه کنید.

compulsory retirement would interfere with individual liberty.

بازنشستگی اجباری با آزادی فردی تداخل خواهد کرد.

interfere in sb.'s private affairs

در امور خصوصی کسی دخالت کنید.

Sedentary habits often interfere with health.

عادت‌های بی‌تحرکی اغلب با سلامتی تداخل دارند.

That interferes with my plan.

این برنامه من را مختل می‌کند.

The noise interferes with my work.

صدای آن کار من را مختل می‌کند.

Nothing will interfere with our friendship of course.

البته هیچ چیز با دوستی ما تداخل نخواهد کرد.

a holiday job would interfere with his studies.

یک شغل تعطیلات ممکن است با تحصیلات او تداخل داشته باشد.

she tried not to interfere in her children's lives.

او سعی کرد در زندگی فرزندانش دخالت نکند.

light pulses interfere constructively in a fibre to emit a pulse.

نبض‌های نور به صورت سازنده در یک فیبر تداخل می‌کنند تا یک پالس ساطع کنند.

She told me not to interfere, or words to that effect.

به من گفتند دخالت نکنم، یا به همین مضمون.

If we interfere, it may do more harm than good.

اگر دخالت کنیم، ممکن است آسیب بیشتری وارد شود.

Family frictions can interfere with a child's schoolwork.

اصطکاک‌های خانوادگی می‌توانند با تحصیلات کودک تداخل داشته باشند.

I never interfere in his business.

من هرگز در امور او دخالت نمی‌کنم.

I am not going to be interfered with.

من قصد ندارم دخالت کنم.

Who interfered with my camera?

چه کسی با دوربین من دخالت کرد؟

Emotional problems can seriously interfere with a student’s work.

مشکلات عاطفی می‌تواند به طور جدی با کار یک دانشجو تداخل داشته باشد.

the rotors are widely separated and do not interfere with one another.

چرخ‌ها به طور گسترده از هم جدا شده‌اند و با یکدیگر تداخل ندارند.

نمونه‌های واقعی

But I think we shouldn't interfere with nature.

اما من فکر می‌کنم نباید با طبیعت دخالت کنیم.

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

Foreign countries have no right to interfere.

کشورهای خارجی حق دخالت ندارند.

منبع: CCTV Observations

The government should not interfere in the stock market.

دولت نباید در بازار سهام دخالت کند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Does it interfere with your everyday life?

آیا با زندگی روزمره شما تداخل دارد؟

منبع: Doctor-Patient Conversation in English

Messaoud does not know that the officers are interfering in this way.

مسعود نمی‌داند که افسران به این شکل دخالت می‌کنند.

منبع: Global Slow English

She said she would not interfere in the choice for her successor.

او گفت که در انتخاب جانشین خود دخالت نخواهد کرد.

منبع: VOA Special October 2018 Collection

Sometimes we tell ourselves work won't interfere with our family life.

گاهی اوقات به خودمان می‌گوییم که کار با زندگی خانوادگی ما تداخل نخواهد کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

Russia has refuted accusations it interfered in Britain's 2019 general election.

روسیه اتهامات مربوط به دخالت در انتخابات سراسری 2019 بریتانیا را رد کرده است.

منبع: CRI Online August 2020 Collection

The Russian government has repeatedly said it did not interfere with the U.S. election.

دولت روسیه بارها اعلام کرده است که در انتخابات آمریکا دخالت نکرده است.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Tajik authorities have repeatedly said they will not interfere in internal Afghan matters.

مقامات تاجیکستان بارها اعلام کرده‌اند که در امور داخلی افغانستان دخالت نخواهند کرد.

منبع: VOA Daily Standard July 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید