intergenic

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈdʒɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بین ژن‌ها رخ دادن

عبارات و ترکیب‌ها

intergenic region

ناحیه‌ی بین ژن‌ها

intergenic sequence

توالی بین ژن‌ها

intergenic dna

DNA بین ژن‌ها

intergenic transcription

نسخه‌برداری بین ژن‌ها

intergenic spacer

فاصله‌گر بین ژن‌ها

intergenic variation

تنوع بین ژن‌ها

intergenic elements

عناصر بین ژن‌ها

intergenic regions

ناحیه‌های بین ژن‌ها

intergenic interactions

تعاملات بین ژن‌ها

intergenic functions

توابع بین ژن‌ها

جملات نمونه

intergenic regions play a crucial role in gene regulation.

ناحیه‌های بین ژنی نقش حیاتی در تنظیم ژن ایفا می‌کنند.

researchers are studying intergenic sequences for evolutionary insights.

محققان توالی‌های بین ژنی را برای به دست آوردن دیدگاه‌های تکاملی مورد مطالعه قرار می‌دهند.

intergenic dna can influence the expression of nearby genes.

DNA بین ژنی می‌تواند بر بیان ژن‌های نزدیک تأثیر بگذارد.

many intergenic regions contain regulatory elements.

بسیاری از مناطق بین ژنی حاوی عناصر تنظیم‌کننده هستند.

intergenic transcription can lead to the production of non-coding rnas.

نسخه‌برداری بین ژنی می‌تواند منجر به تولید RNA غیرکدکننده شود.

understanding intergenic variations is important for genetic studies.

درک تغییرات بین ژنی برای مطالعات ژنتیکی مهم است.

intergenic spacers are often used in molecular phylogenetics.

فضاهای بین ژنی اغلب در مولکولی‌تبارشناسی استفاده می‌شوند.

some intergenic regions are highly conserved across species.

برخی از مناطق بین ژنی در گونه‌های مختلف به شدت حفظ شده‌اند.

intergenic recombination can contribute to genetic diversity.

بازآرایی بین ژنی می‌تواند به تنوع ژنتیکی کمک کند.

identifying intergenic mutations can help in disease research.

شناسایی جهش‌های بین ژنی می‌تواند به تحقیقات بیماری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید