spacing

[ایالات متحده]/'speɪsɪŋ/
[بریتانیا]/'spesɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ایجاد یا تنظیم فاصله‌ها یا فاصله‌ها؛ فضای بین اشیاء یا حروف
v. جدا کردن یا تقسیم به بخش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

line spacing

فاصله خط

word spacing

فاصله کلمه

well spacing

فاصله چاه

row spacing

فاصله ردیف

hole spacing

فاصله سوراخ

column spacing

فاصله ستون

proportional spacing

فاصله گذاری متناسب

spacing distance

فاصله

spacing interval

فاصله گذاری

جملات نمونه

the close spacing of the theater seats.

فاصله نزدیک صندلی‌های تئاتر

Effects of demihull spacings on specific resistance are represented in Fig.2.

اثرات فاصله های نیمه بدنه بر مقاومت خاص در شکل 2 نشان داده شده است.

Based on the principle of binocular stereovision, a security vehicles spacing survey measurement program was proposed.

بر اساس اصل بیناری دید سه بعدی، یک برنامه سنجش فاصله خودروهای امنیتی پیشنهاد شد.

The inclined between injectant and mainstream is 35° and the hole spacing is 3 times film hole diameter.

زاویه بین تزریق کننده و جریان اصلی 35 درجه است و فاصله سوراخ 3 برابر قطر سوراخ فیلم است.

The results show that the wax crystals separated from crude oil are orthorhombic crystals whose interplanar spacing is 0.

نتایج نشان می‌دهد که بلورهای واکس جدا شده از نفت خام، بلورهای مونوکلینیک هستند که فاصله بین صفحه‌های آنها 0 است.

Heat-sink and Package datum, Pad Spacing, Gap, Length, Width, Spread, Tweeze, Missing, Broken or Un-plated Pad.

هیت سینک و خط مبنای بسته، فاصله پد، شکاف، طول، عرض، گسترش، موچین، گم شده، شکسته یا پدی که روکش نشده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید