internation

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بین‌المللی (کامپیوتر)
v. محصور کردن، انزوا (مانند بیماران روانی) (پزشکی)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

international trade

تجارت بین‌الملل

international law

قانون بین‌الملل

international relations

روابط بین‌الملل

international business

کسب و کار بین‌الملل

international airport

فرودگاه بین‌الملل

international cooperation

همکاری بین‌الملل

international community

جامعه بین‌الملل

international organization

سازمان بین‌الملل

international standards

استانداردهای بین‌الملل

international conference

کنفرانس بین‌الملل

جملات نمونه

the company has established international partnerships with businesses across asia.

شرکت با شراکت‌های بین‌المللی با کسب و کارهایی در سراسر آسیا موفق شده است.

international trade agreements help promote economic cooperation between countries.

همکاری‌های تجاری بین‌المللی به ترویج همکاری‌های اقتصادی بین کشورها کمک می‌کنند.

she works as an international consultant for multinational corporations.

او به عنوان یک مشاور بین‌المللی برای شرکت‌های چندملیتی کار می‌کند.

the conference attracted participants from more than 50 international organizations.

این کنفرانس شرکت‌کنندگانی از بیش از ۵۰ سازمان بین‌المللی جذب کرد.

the museum hosts an annual international art exhibition featuring artists worldwide.

موزه یک نمایشگاه هنری بین‌المللی سالیانه را برگزار می‌کند که هنرمندان از سراسر جهان در آن شرکت می‌کنند.

international students contribute significantly to campus diversity and cultural exchange.

دانشجویان بین‌المللی به طور قابل توجهی به تنوع کampus و تبادل فرهنگی کمک می‌کنند.

the airline offers international flights connecting major cities across continents.

این هواپیمایی پروازهای بین‌المللی را ارائه می‌دهد که شهرهای مهم را در سراسر قاره‌ها به هم متصل می‌کنند.

they signed an international treaty to protect endangered species and their habitats.

آن‌ها یک معاهده بین‌المللی را برای حفاظت از گونه‌های در معرض خطر و زیستگاه‌های آن‌ها امضا کردند.

the university has developed international exchange programs with partner institutions.

دانشگاه برنامه‌های تبادل بین‌المللی را با نهادهای همکار خود توسعه داده است.

international news coverage helps people stay informed about global events.

پوشش خبری بین‌المللی به مردم کمک می‌کند تا در مورد رویدادهای جهانی آگاه باشند.

she received an international award for her groundbreaking scientific research.

او برای تحقیقات علمی نابغه‌اش یک جایزه بین‌المللی دریافت کرد.

the organization coordinates international relief efforts for disaster-stricken regions.

این سازمان تلاش‌های کمک‌رسانی بین‌المللی را برای مناطقی که دچار و자ات شده‌اند هماهنگ می‌کند.

he holds an important position in an international financial institution.

او یک پست مهم در یک نهاد مالی بین‌المللی دارد.

the hotel caters to international guests with various language services and amenities.

این هتل با خدمات زبانی و امکانات مختلف به مهمانان بین‌المللی خدمت می‌کند.

international competition in sports brings together athletes from different nations.

رقابت‌های بین‌المللی در ورزش بازیگران از کشورهای مختلف را به هم جمع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید