internees

[ایالات متحده]/ˌɪn.təˈniːz/
[بریتانیا]/ˌɪn.tərˈniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در محبوس نگه داشته می‌شوند، به‌ویژه در دوران جنگ

عبارات و ترکیب‌ها

internees rights

حقوق بازداشتی‌ها

internees camps

اردوگاه‌های بازداشتی‌ها

internees treatment

رفتار با بازداشتی‌ها

internees status

وضعیت بازداشتی‌ها

internees conditions

شرایط بازداشتی‌ها

internees policy

سیاست بازداشتی‌ها

internees rights violations

نقض حقوق بازداشتی‌ها

internees experiences

تجربیات بازداشتی‌ها

internees support

حمایت از بازداشتی‌ها

internees advocacy

فعالیت‌های حمایتی بازداشتی‌ها

جملات نمونه

the internees were kept in a remote camp.

بازداشت‌شدگان در یک اردوگاه دورافتاده نگهداری می‌شدند.

many internees faced harsh living conditions.

بسیاری از بازداشت‌شدگان با شرایط زندگی سخت روبرو بودند.

the government provided limited resources for the internees.

دولت منابع محدودی را برای بازداشت‌شدگان فراهم کرد.

internees often formed close-knit communities.

بازداشت‌شدگان اغلب جوامع منسجم تشکیل می‌دادند.

some internees were released after a few months.

برخی از بازداشت‌شدگان پس از چند ماه آزاد شدند.

the stories of the internees are often overlooked.

داستان‌های بازداشت‌شدگان اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

internees participated in various activities to pass the time.

بازداشت‌شدگان در فعالیت‌های مختلف برای گذراندن وقت شرکت می‌کردند.

human rights organizations advocated for the rights of internees.

سازمان‌های حقوق بشر از حقوق بازداشت‌شدگان حمایت می‌کردند.

the conditions for the internees improved over time.

شرایط بازداشت‌شدگان با گذشت زمان بهبود یافت.

internees often shared their experiences through art.

بازداشت‌شدگان اغلب تجربیات خود را از طریق هنر به اشتراک می‌گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید