detainees

[ایالات متحده]/ˌdiːtəˈniːz/
[بریتانیا]/ˌdiːtəˈniːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در بازداشت نگه داشته می‌شوند، به‌ویژه به دلایل سیاسی

عبارات و ترکیب‌ها

detainees rights

حقوق بازداشت‌شدگان

detainees conditions

شرایط بازداشت

detainees release

آزادی بازداشت‌شدگان

detainees treatment

رفتار با بازداشت‌شدگان

detainees access

دسترسی بازداشت‌شدگان

detainees support

حمایت از بازداشت‌شدگان

detainees information

اطلاعات بازداشت‌شدگان

detainees welfare

رفاه بازداشت‌شدگان

detainees advocacy

حمایت‌گری از بازداشت‌شدگان

detainees status

وضعیت بازداشت‌شدگان

جملات نمونه

the detainees were given access to legal counsel.

به بازداشت‌شدگان دسترسی به مشاور حقوقی داده شد.

human rights organizations are concerned about the treatment of detainees.

سازمان‌های حقوق بشر نگران نحوه رفتار با بازداشت‌شدگان هستند.

the conditions in the facility were harsh for the detainees.

شرایط در این مرکز برای بازداشت‌شدگان سخت بود.

many detainees reported mistreatment during their detention.

بسیاری از بازداشت‌شدگان سوء استفاده در دوران بازداشت خود گزارش کردند.

the government promised to improve the rights of detainees.

دولت قول داد حقوق بازداشت‌شدگان را بهبود بخشد.

advocates are pushing for the release of political detainees.

حمایت‌گران خواهان آزادی بازداشت‌شدگان سیاسی هستند.

some detainees are awaiting trial for several months.

برخی از بازداشت‌شدگان برای چند ماه منتظر برگزاری دادگاه هستند.

there were reports of overcrowding among the detainees.

گزارش‌هایی مبنی بر ازدحام در میان بازداشت‌شدگان وجود داشت.

support groups provide assistance to former detainees.

گروه‌های حمایتی به بازداشت‌شدگان آزاد شده کمک می‌کنند.

the rights of detainees should be upheld at all times.

حقوق بازداشت‌شدگان باید همواره رعایت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید