interphone

[ایالات متحده]/ˈɪntəfəʊn/
[بریتانیا]/ˈɪntərfoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه ارتباطی دوطرفه که برای مقاصد بین‌گفتاری استفاده می‌شود؛ یک سیستم بین‌گفتاری برای ارتباط بین اتاق‌ها یا مناطق
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

interphone system

سیستم تلفن داخلی

interphone call

تماس تلفن داخلی

interphone device

دستگاه تلفن داخلی

interphone communication

ارتباط تلفن داخلی

interphone unit

واحد تلفن داخلی

interphone network

شبکه تلفن داخلی

interphone function

عملکرد تلفن داخلی

interphone installation

نصب تلفن داخلی

interphone service

خدمات تلفن داخلی

interphone access

دسترسی به تلفن داخلی

جملات نمونه

the interphone allows us to communicate easily.

اینترفون به ما این امکان را می‌دهد که به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.

can you hear me through the interphone?

آیا صدایم را از طریق اینترفون می‌شنوید؟

we use the interphone to contact the front desk.

ما از اینترفون برای تماس با پذیرش استفاده می‌کنیم.

the interphone system is very convenient in large buildings.

سیستم اینترفون در ساختمان‌های بزرگ بسیار مناسب است.

she answered the call on the interphone promptly.

او به سرعت به تماس اینترکمی پاسخ داد.

he installed an interphone at the entrance of his house.

او یک اینترفون در ورودی خانه خود نصب کرد.

the interphone is essential for security in the building.

اینترفون برای امنیت در ساختمان ضروری است.

they communicated via interphone during the emergency.

آنها در طول شرایط اضطراری از طریق اینترفون با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

using the interphone, she called for assistance.

با استفاده از اینترفون، او درخواست کمک کرد.

interphone systems can connect multiple rooms.

سیستم‌های اینترفون می‌توانند چندین اتاق را به هم متصل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید