phone call
تماس تلفنی
emergency call
تماس اضطراری
missed call
تماس از دست رفته
incoming call
تماس ورودی
video call
تماس تصویری
call for
تماس برای
call on
تماس با
will call
تماس خواهم گرفت
call of
تماس با
call in
تماس در
call center
مرکز تماس
telephone call
تماس تلفنی
call back
تماس مجدد
call upon
تماس با
call up
تماس با
call at
تماس در
call home
تماس با خانه
wake-up call
تماس بیدارباش
call out
تماس با بیرون
conference call
کنفرانس تلفنی
function call
تماس تابع
call a taxi
تماس با تاکسی
There is no call to be anxious.
نباید نگران بود.
to call sb. collect
تماس جمعپري.
There was no call for an apology.
نیازی به عذرخواهی نبود.
the call of duty.
وظیفهشناسی.
a call to the priesthood.
دعوت به کشیشی.
call in a specialist.
یک متخصص را فراخوانی کنید.
the call for action was welcomed.
فراخوان برای اقدام مورد استقبال قرار گرفت.
the calling of a cuckoo.
صدای کوکو.
This telephone call is for him.
این تماس تلفنی برای اوست.
I call that a shame.
من آن را شرم آور می دانم.
Because they call it courgette.
چون آنها آن را کدو می گویند.
an unfair call by an umpire.
یک تصمیم غیرمنصفانه از طرف داور.
They call that an honor to their collective.
آنها آن را به عنوان افتخاری برای جمع آنها می دانند.
a call from the doctor
تماس از دکتر
The nurse is on call tonight.
پرستار امشب در دسترس است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید