interstate

[ایالات متحده]/ɪntə'steɪt/
[بریتانیا]/'ɪntɚstet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بین یا در میان ایالت‌ها، به ویژه ایالت‌های متحده آمریکا

عبارات و ترکیب‌ها

interstate highway

بزرگراه بین ایالتی

interstate commerce

تجارت بین ایالتی

interstate travel

سفر بین ایالتی

interstate commerce commission

کمیسیون بازرگانی بین ایالتی

جملات نمونه

laws regulating interstate commerce;

قوانینی که تجارت بین ایالتی را تنظیم می کند;

dismantling the cumbersome regulations for interstate trucking.

لغو مقررات دست و پا گیر برای حمل و نقل بین ایالتی.

The interstate highway system connects major cities across the country.

سیستم بزرگراه بین ایالتی شهر های بزرگ را در سراسر کشور به هم متصل می کند.

We took an interstate bus to travel between states.

ما با اتوبوس بین ایالتی سفر کردیم تا بین ایالت ها رفت و آمد کنیم.

Interstate commerce laws regulate trade between different states.

قوانین تجارت بین ایالتی تجارت بین ایالت های مختلف را تنظیم می کنند.

The interstate compact allows states to cooperate on certain issues.

توافقنامه بین ایالتی به ایالت ها اجازه می دهد تا در مورد مسائل خاص با یکدیگر همکاری کنند.

Interstate rivalries can sometimes lead to conflicts between neighboring states.

رقابت های بین ایالتی گاهی اوقات می تواند منجر به درگیری بین ایالت های همسایه شود.

The interstate exchange program allows students to study in different states.

برنامه تبادل بین ایالتی به دانش آموزان اجازه می دهد تا در ایالت های مختلف تحصیل کنند.

Interstate transportation of goods is essential for the economy.

حمل و نقل بین ایالتی کالا برای اقتصاد ضروری است.

Interstate cooperation is crucial for effective disaster response.

همکاری بین ایالتی برای پاسخگویی موثر به فاجعه بسیار مهم است.

The interstate compact on education aims to improve academic standards across states.

توافقنامه بین ایالتی در زمینه آموزش با هدف بهبود استانداردهای تحصیلی در سراسر ایالت ها است.

Interstate conflicts over water rights are common in arid regions.

درگیری های بین ایالتی بر سر حقوق آب در مناطق خشک رایج است.

نمونه‌های واقعی

We have to watch for interstate 87.

ما باید مراقب بزرگراه 87 باشیم.

منبع: Crazy English Situational Conversation Real Skills

The storm closed parts of major interstates.

طوفان باعث بسته شدن بخش‌هایی از بزرگراه‌های اصلی شد.

منبع: AP Listening February 2016 Collection

A truck driver has been arrested after a fiery multi-vehicle pileup on a Denver-area interstate.

راننده یک کامیون پس از یک برخورد زنجیره‌ای آتشین چندگانه در یک بزرگراه در منطقه دنور دستگیر شد.

منبع: AP Listening Collection April 2019

You know, they call it death by interstate.

می‌دانید، آن‌ها آن را مرگ در اثر بزرگراه می‌نامند.

منبع: America The Story of Us

Icy roads caused pileups near Dallas, and wrecks shut down interstates in Missouri and Louisiana.

جاده‌های یخی باعث تجمع خودروها در نزدیکی دالاس شد و تصادفات بزرگراه‌ها را در میسوری و لوئیزیانا بست.

منبع: PBS English News

You can't legally do that on the interstate.

نمی‌توانید به طور قانونی آن را در بزرگراه انجام دهید.

منبع: CNN 10 Student English January 2022 Collection

He lives in Kentucky either on or under interstate 65.

او در ایالت کنتاکی زندگی می‌کند، چه روی بزرگراه 65 باشد و چه زیر آن.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Certainly, they could go faster on the newer interstate highways.

مطمئناً، آن‌ها می‌توانستند در بزرگراه‌های بین ایالتی جدیدتر سریع‌تر حرکت کنند.

منبع: U.S. Route 66

I have plenty of people to help on the interstate.

من افراد زیادی برای کمک در بزرگراه دارم.

منبع: Friends Season 3

Well, I know a great place just off the interstate.

خب، من یک مکان عالی را درست در کنار بزرگراه می‌دانم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید