intubating

[ایالات متحده]/ˈɪntuːbeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɪntuˌbeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قرار دادن یک لوله در راه هوایی بیمار

عبارات و ترکیب‌ها

intubating patient

بیمار در حال انتوباسیون

intubating procedure

روش انتوباسیون

intubating technique

تکنیک انتوباسیون

intubating airway

انتوباسیون راه هوایی

intubating adults

انتوباسیون بزرگسالان

intubating children

انتوباسیون کودکان

intubating equipment

تجهیزات انتوباسیون

intubating patients

انتوباسیون بیماران

intubating safely

انتوباسیون ایمن

جملات نمونه

the doctor is intubating the patient for surgery.

پزشک در حال لوله گذاری بیمار برای جراحی است.

intubating can be a critical procedure in emergencies.

لوله گذاری می تواند یک روش حیاتی در شرایط اضطراری باشد.

he was intubating the patient when the power went out.

وقتی برق قطع شد، او در حال لوله گذاری بیمار بود.

proper technique is essential when intubating a patient.

تکنیک مناسب هنگام لوله گذاری بیمار ضروری است.

they practiced intubating on mannequins in the training session.

آنها در طول جلسه آموزشی، لوله گذاری را روی مانکن ها تمرین کردند.

intubating a child requires special equipment.

لوله گذاری در کودکان نیاز به تجهیزات ویژه دارد.

the paramedic was skilled at intubating patients in the field.

پارامدیک در لوله گذاری بیماران در صحنه مهارت داشت.

intubating should be done only by trained professionals.

لوله گذاری فقط باید توسط متخصصان آموزش دیده انجام شود.

they discussed the challenges of intubating in difficult situations.

آنها چالش های لوله گذاری در شرایط دشوار را مورد بحث قرار دادند.

intubating can save lives in critical care settings.

لوله گذاری می تواند در بخش مراقبت های ویژه جان انسان ها را نجات دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید