inunction

[ایالات متحده]/ɪˈnʌŋkʃən/
[بریتانیا]/ɪˈnʌŋkʃən/

ترجمه

n. عمل مالیدن پماد یا روغن به پوست؛ پماد یا روغنی که برای این منظور استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

medical inunction

درد درمان پزشکی

topical inunction

مالش موضعی

inunction therapy

درمان با مالش

skin inunction

مالش پوست

inunction application

اعمال مالش

inunction dosage

دوز مالش

inunction method

روش مالش

oil inunction

مالش با روغن

inunction treatment

درمان با مالش

herbal inunction

مالش گیاهی

جملات نمونه

the doctor recommended an inunction of the ointment twice daily.

پزشک استفاده از پماد را دو بار در روز توصیه کرد.

after the inunction, the skin felt much smoother.

پس از استفاده، پوست بسیار نرم‌تر احساس می‌شد.

he applied the inunction carefully to avoid irritation.

او با دقت برای جلوگیری از تحریک، آن را استفاده کرد.

the inunction helped reduce inflammation significantly.

آن به کاهش التهاب به طور قابل توجهی کمک کرد.

for best results, use the inunction at night.

برای بهترین نتیجه، آن را در شب استفاده کنید.

she learned the proper technique for inunction from her dermatologist.

او تکنیک مناسب استفاده را از متخصص پوست خود آموخت.

the inunction should be massaged into the skin gently.

آن را باید به آرامی به پوست ماساژ داد.

he noticed improvements after a week of consistent inunction.

او پس از یک هفته استفاده مداوم، پیشرفت‌ها را متوجه شد.

inunction is often used in the treatment of dry skin.

آن اغلب در درمان پوست خشک استفاده می‌شود.

always wash your hands before applying the inunction.

همیشه قبل از استفاده، دست‌های خود را بشویید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید