inveighed

[ایالات متحده]/ɪnˈveɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈveɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با دشمنی زیاد در مورد چیزی صحبت یا بنویسید

عبارات و ترکیب‌ها

inveighed against

مخالفت کرد

inveighed loudly

به‌طور بلند مخالفت کرد

inveighed repeatedly

به‌طور مکرر مخالفت کرد

inveighed strongly

به‌طور قوی مخالفت کرد

inveighed vehemently

با شدت مخالفت کرد

inveighed publicly

به‌طور علنی مخالفت کرد

inveighed against injustice

مخالفت با بی‌عدالتی کرد

inveighed against corruption

مخالفت با فساد کرد

inveighed against policies

مخالفت با سیاست‌ها کرد

inveighed in vain

به‌طور بی‌نتیجه مخالفت کرد

جملات نمونه

he inveighed against the new policy during the meeting.

او در طول جلسه با سیاست جدید مخالفت کرد.

the professor inveighed against the misuse of technology in education.

این پروفسور با سوء استفاده از فناوری در آموزش مخالفت کرد.

she often inveighed about the lack of support for the arts.

او اغلب در مورد فقدان حمایت از هنرها اعتراض کرد.

the article inveighed against corporate greed.

این مقاله با طمع شرکت‌ها مخالفت کرد.

they inveighed loudly about the environmental issues.

آنها به شدت در مورد مسائل زیست محیطی اعتراض کردند.

the speaker inveighed against injustice in society.

سخنرانی با بی‌عدالتی در جامعه مخالفت کرد.

he has always inveighed against the government's decisions.

او همیشه با تصمیمات دولت مخالفت کرده است.

many activists have inveighed against animal cruelty.

فعالان زیادی با ظلم و ستم نسبت به حیوانات مخالفت کرده اند.

she inveighed against the rising cost of living.

او با افزایش هزینه زندگی مخالفت کرد.

the editorial inveighed against the lack of transparency in politics.

این مقاله نظارت در سیاست را به شدت مورد انتقاد قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید