invigorates

[ایالات متحده]/ɪnˈvɪɡəreɪts/
[بریتانیا]/ɪnˈvɪɡəreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (کسی را) قوی، سالم و پر از انرژی احساس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

invigorates the mind

احیا کننده ذهن

invigorates the body

احیا کننده بدن

invigorates the spirit

احیا کننده روح

invigorates creativity

احیا کننده خلاقیت

invigorates the senses

احیا کننده حواس

invigorates the team

احیا کننده گروه

invigorates the atmosphere

احیا کننده فضای

invigorates the soul

احیا کننده روح

invigorates the day

احیا کننده روز

invigorates the environment

احیا کننده محیط

جملات نمونه

exercise invigorates both the body and mind.

ورزش هم بدن و هم ذهن را تقویت می‌کند.

the morning coffee invigorates me for the day ahead.

قهوه صبح من را برای روز آینده پرانرژی می‌کند.

a good night's sleep invigorates your energy levels.

خواب خوب سطح انرژی شما را افزایش می‌دهد.

fresh air invigorates the spirit during a long walk.

هوای تازه روحیه شما را در طول پیاده‌روی طولانی تقویت می‌کند.

music invigorates my creativity when i work.

وقتی کار می‌کنم، موسیقی خلاقیت من را تقویت می‌کند.

reading a good book invigorates my imagination.

خواندن یک کتاب خوب، تخیل من را تقویت می‌کند.

a warm bath invigorates me after a long day.

حمام گرم بعد از یک روز طولانی، من را پرانرژی می‌کند.

spending time with friends invigorates my mood.

وقت گذراندن با دوستان، حال و هوای من را بهتر می‌کند.

outdoor activities invigorate my sense of adventure.

فعالیت‌های فضای باز حس ماجراجویی من را تقویت می‌کند.

a healthy diet invigorates overall well-being.

یک رژیم غذایی سالم، سلامتی کلی را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید