ionising

[ایالات متحده]/ˈaɪənaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈaɪənaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تبدیل کردن (یک اتم یا مولکول) به یک یون یا یون‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ionising radiation

تابش یونیزه کننده

ionising particles

ذرات یونیزه کننده

ionising energy

انرژی یونیزه کننده

ionising effect

اثر یونیزاسیون

ionising dose

دوز یونیزاسیون

ionising source

منبع یونیزاسیون

ionising radiation therapy

درمان پرتوتابی یونیزه کننده

ionising contamination

آلودگی یونیزه کننده

ionising spectrum

طیف یونیزاسیون

ionising measurements

اندازه گیری های یونیزاسیون

جملات نمونه

ionising radiation can be harmful to living organisms.

تشعشع یونیزه کننده می تواند برای موجودات زنده مضر باشد.

the ionising effect of x-rays is well documented.

اثر یونیزاسیون اشعه ایکس به خوبی مستند شده است.

ionising particles can penetrate deep into materials.

ذرات یونیزه می توانند به عمق مواد نفوذ کنند.

workers in nuclear plants are exposed to ionising radiation.

کارگران در نیروگاه های هسته ای در معرض تشعشع یونیزه قرار دارند.

ionising radiation is used in cancer treatment.

تشعشع یونیزه در درمان سرطان استفاده می شود.

safety measures are essential when dealing with ionising sources.

هنگام برخورد با منابع یونیزه، اقدامات ایمنی ضروری هستند.

ionising radiation can cause dna damage.

تشعشع یونیزه می تواند باعث آسیب DNA شود.

devices that detect ionising radiation are crucial for safety.

دستگاه هایی که تشعشع یونیزه را تشخیص می دهند برای ایمنی بسیار مهم هستند.

ionising radiation has both beneficial and harmful effects.

تشعشع یونیزه هم اثرات مفید و هم اثرات مضر دارد.

research on ionising radiation continues to evolve.

تحقیقات در مورد تشعشع یونیزه همچنان در حال تکامل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید