irrascible

[ایالات متحده]/ɪˈræsɪbl/
[بریتانیا]/ɪˈræsəbəl/

ترجمه

adj. دارای یا نشان دادن تمایل به خوبی خشمگی شدن؛ خشمگی.

عبارات و ترکیب‌ها

irrascible temperament

خاستگی ناپایدار

irrascible nature

خاستگی ناپایدار

irrascible mood

خاستگی ناپایدار

irrascible old man

مرد ناپایدار

irrascible child

کودک ناپایدار

become irrascible

ناپایدار شد

seem irrascible

به نظر می‌رسد ناپایدار باشد

grow irrascible

ناپایدار می‌شود

irrascible disposition

خاستگی ناپایدار

irrascible behavior

رفتار ناپایدار

جملات نمونه

the irascible old man shouted at the children to get off his lawn.

آقای خوش‌خوی پیر با صدای بلند به کودکان گفت که از گیاهانش بیرون بروند.

his irascible temperament made it difficult for him to maintain long-term relationships.

temperament خوش‌خوی او باعث شد که برای حفظ روابط بلندمدت برای او دشوار باشد.

she tried to avoid provoking her irascible boss before the important meeting.

او سعی کرد قبل از جلسه مهم خود از ایجاد خصومت با رئیس خوش‌خویش خودداری کند.

the irascible customer demanded to speak to the manager immediately.

مشتری خوش‌خوی خواستار صحبت فوری با مدیر شد.

years of solitary living had turned the writer into an irascible recluse.

سال‌های زندگی تنهایی نویسنده را به یک خوش‌خوی خودبیان تبدیل کرده بود.

despite his irascible nature, he was deeply loved by his family.

هر چند او خوش‌خو بود، خانواده‌اش او را عاشقانه دوست داشت.

the irascible coach was known for throwing chairs during halftime speeches.

مربی خوش‌خوی موسیقی به خاطر پرتاب صندلی‌ها در سخنرانی‌های نیمه‌زمانی معروف بود.

critics described the irascible politician as a loose cannon.

انتقادات سیاستمدار خوش‌خوی را به عنوان یک گلوله‌زن آزاد توصیف کردند.

dealing with an irascible client requires immense patience and diplomacy.

تعامل با یک مشتری خوش‌خو نیاز به صبر زیاد و دیپلماسی دارد.

the medication helped stabilize his irascible moods significantly.

دارو به طور قابل توجهی حالات خوش‌خوی او را پایدار کرد.

even the calmest waiter would lose patience with such an irascible diner.

حتی سرویس‌دهنده‌ای آرام‌تر نیز با چنین مشتری خوش‌خویی صبر خود را از دست می‌داد.

the irascible professor rarely gave students extensions on their essays.

پروفسور خوش‌خوی نادرای گروه دانشجویی را برای مقالاتش تمدید می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید