irrigates

[ایالات متحده]/ˈɪrɪɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈɪrɪɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آب را به زمین یا محصولات تأمین کردن؛ زخم را شستشو دادن

عبارات و ترکیب‌ها

irrigates crops

آبیاری محصولات

irrigates fields

آبیاری مزارع

irrigates land

آبیاری زمین

irrigates gardens

آبیاری باغ‌ها

irrigates plants

آبیاری گیاهان

irrigates soil

آبیاری خاک

irrigates crops efficiently

آبیاری محصولات به طور کارآمد

irrigates using water

آبیاری با استفاده از آب

irrigates with precision

آبیاری با دقت

irrigates during drought

آبیاری در زمان خشکسالی

جملات نمونه

the farmer irrigates the crops every morning.

کشاورز هر روز صبح محصولات را آبیاری می‌کند.

this system irrigates the garden automatically.

این سیستم به طور خودکار باغ را آبیاری می‌کند.

she irrigates her plants with a drip system.

او گیاهان خود را با سیستم آبیاری قطره‌ای آبیاری می‌کند.

the municipality irrigates public parks during dry seasons.

شهرداری در فصول خشک پارک‌های عمومی را آبیاری می‌کند.

he irrigates the fields using recycled water.

او زمین‌ها را با استفاده از آب بازیافتی آبیاری می‌کند.

they irrigate the vineyard to ensure a good harvest.

آنها تاکستان را برای اطمینان از برداشت خوب آبیاری می‌کنند.

the irrigation system irrigates thousands of acres of farmland.

سیستم آبیاری هزاران جریب زمین کشاورزی را آبیاری می‌کند.

he irrigates the lawn to keep it green.

او چمن را آبیاری می‌کند تا آن را سبز نگه دارد.

farmers irrigate their fields to combat drought.

کشاورزان برای مقابله با خشکسالی زمین‌های خود را آبیاری می‌کنند.

the technician checks if the system irrigates evenly.

تکنسین بررسی می‌کند که آیا سیستم به طور یکنواخت آبیاری می‌کند یا خیر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید