ischium

[ایالات متحده]/ˈɪskɪəm/
[بریتانیا]/ˈɪskiəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان منحنی که پایه هر نیمه از لگن را تشکیل می‌دهد؛ قسمت پایین و پشتی استخوان لگن
Word Forms
جمعischiums

عبارات و ترکیب‌ها

ischium bone

استخوان ایسکیوم

ischium pubis

ایسکیوم پوبیس

ischium fracture

شکستگی ایسکیوم

ischium region

ناحیه ایسکیوم

ischium anatomy

آناتومی ایسکیوم

ischium joint

مفصل ایسکیوم

ischium muscle

عضله ایسکیوم

ischium position

موقعیت ایسکیوم

ischium structure

ساختار ایسکیوم

ischium alignment

تراز ایسکیوم

جملات نمونه

the ischium is a key part of the pelvic bone.

استخوان ایسکیوم بخش مهمی از استخوان لگن است.

injuries to the ischium can be very painful.

آسیب به ایسکیوم می‌تواند بسیار دردناک باشد.

the ischium helps support the weight of the body when sitting.

ایسکیوم به حمایت از وزن بدن هنگام نشستن کمک می‌کند.

doctors often examine the ischium during pelvic assessments.

پزشکان اغلب ایسکیوم را در طول ارزیابی لگن بررسی می‌کنند.

physical therapy can strengthen the muscles around the ischium.

فیزیوتراپی می‌تواند عضلات اطراف ایسکیوم را تقویت کند.

the ischium is one of the three bones that make up the pelvis.

ایسکیوم یکی از سه استخوانی است که لگن را تشکیل می‌دهد.

fractures of the ischium may require surgical intervention.

شکستگی ایسکیوم ممکن است نیاز به مداخله جراحی داشته باشد.

understanding the anatomy of the ischium is important for medical students.

درک آناتومی ایسکیوم برای دانشجویان پزشکی مهم است.

the ischium plays a role in hip joint movement.

ایسکیوم در حرکت مفصل ران نقش دارد.

excessive pressure on the ischium can lead to discomfort.

فشار بیش از حد روی ایسکیوم می‌تواند منجر به ناراحتی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید