tailbone pain
درد دنباله استخوان
tailbone injury
آسیب دنباله استخوان
tailbone discomfort
ناراحتی دنباله استخوان
tailbone area
ناحیه دنباله استخوان
tailbone support
حمایت از دنباله استخوان
tailbone fracture
شکستگی دنباله استخوان
tailbone cushion
بالش دنباله استخوان
tailbone alignment
ترازی دنباله استخوان
tailbone stretching
کششی دنباله استخوان
tailbone relief
تسکین درد دنباله استخوان
she fell and hurt her tailbone.
او افتاد و استخوان دمچهایاش را مصدوم کرد.
he has been experiencing pain in his tailbone.
او درد در استخوان دمچهای خود را تجربه کرده است.
it's important to sit properly to avoid tailbone discomfort.
برای جلوگیری از ناراحتی استخوان دمچهای، نشستن درست مهم است.
the doctor examined her tailbone for any injuries.
پزشک استخوان دمچهای او را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.
after the fall, he couldn't sit comfortably because of his tailbone.
بعد از سقوط، او به دلیل استخوان دمچهایاش نمیتوانست راحت بنشیند.
tailbone pain can be caused by prolonged sitting.
درد استخوان دمچهای میتواند ناشی از نشستن طولانی مدت باشد.
she used a cushion to relieve tailbone pressure.
او از یک بالش برای کاهش فشار روی استخوان دمچهای استفاده کرد.
exercises can help strengthen the muscles around the tailbone.
ورزشها میتوانند به تقویت عضلات اطراف استخوان دمچهای کمک کنند.
he was advised to avoid certain activities to protect his tailbone.
به او توصیه شد از انجام فعالیتهای خاص برای محافظت از استخوان دمچهای خودداری کند.
she felt a sharp pain in her tailbone while exercising.
او در حین ورزش، درد شدیدی در استخوان دمچهای خود احساس کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید