ishtar

[ایالات متحده]/ˈɪʃtɑː/
[بریتانیا]/ˈɪʃtɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک الهه در اسطوره‌شناسی بابل.؛ یک الهه در اسطوره‌شناسی بابل.
Word Forms
جمعishtars

عبارات و ترکیب‌ها

ishtar goddess

الهه ایشتار

ishtar temple

معبد ایشتار

ishtar gate

دروازه ایشتار

ishtar worship

عبادت ایشتار

ishtar mythology

اساطیر ایشتار

ishtar festival

جشنواره ایشتار

ishtar symbol

نماد ایشتار

ishtar influence

تاثیر ایشتار

ishtar story

داستان ایشتار

ishtar legends

افسانه های ایشتار

جملات نمونه

ishtar is often associated with love and war.

اَیشتار اغلب با عشق و جنگ مرتبط است.

in ancient mesopotamian culture, ishtar was a prominent goddess.

در فرهنگ باستانی بین‌النهرین، ایشتار یک الهه برجسته بود.

many myths revolve around ishtar's adventures.

افسانه‌ها حول ماجراهای ایشتار می‌چرخند.

ishtar's temple was a center of worship in babylon.

معبد ایشتار یک مرکز عبادت در بابل بود.

people celebrated festivals in honor of ishtar.

مردم جشنواره‌هایی به افتخار ایشتار جشن می‌گرفتند.

ishtar symbolizes fertility and love in mythology.

در اساطیر، ایشتار نماد باروری و عشق است.

art often depicts ishtar in various forms.

هنر اغلب ایشتار را در اشکال مختلف به تصویر می‌کشد.

ishtar's influence can be seen in various cultures.

می‌توان تأثیر ایشتار را در فرهنگ‌های مختلف مشاهده کرد.

scholars study ishtar's role in ancient religions.

محققان نقش ایشتار را در ادیان باستانی مطالعه می‌کنند.

ishtar's myths highlight the duality of love and conflict.

افسانه‌های ایشتار بر دوگانگی عشق و درگیری تأکید دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید