ismailis

[ایالات متحده]/ɪzˈmeɪliːz/
[بریتانیا]/ɪzˈmeɪlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با فرقه اسماعیلی
n. فرقه اسماعیلی؛ پیرو فرقه اسماعیلی

عبارات و ترکیب‌ها

ismailis community

جامعه اسماعیلی

ismailis beliefs

اعتقادات اسماعیلی

ismailis heritage

میراث اسماعیلی

ismailis culture

فرهنگ اسماعیلی

ismailis leadership

رهبری اسماعیلی

ismailis history

تاریخ اسماعیلی

ismailis traditions

آد و رسوم اسماعیلی

ismailis practices

اعمال اسماعیلی

ismailis teachings

آموزه‌های اسماعیلی

ismailis identity

هویت اسماعیلی

جملات نمونه

the ismailis have a rich cultural heritage.

ایسماعیلی‌ها دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

many ismailis participate in community service.

بسیاری از اسماعیل‌ها در خدمات اجتماعی شرکت می‌کنند.

the ismailis celebrate various festivals throughout the year.

اسماعیل‌ها جشن‌های مختلفی را در طول سال جشن می‌گیرند.

education is highly valued among the ismailis.

آموزش در میان اسماعیل‌ها بسیار ارزشمند است.

ismailis often engage in charitable activities.

اسماعیل‌ها اغلب در فعالیت‌های خیریه مشارکت می‌کنند.

the ismailis have a unique interpretation of islam.

اسماعیل‌ها تفسیر منحصر به فردی از اسلام دارند.

ismailis are known for their emphasis on pluralism.

اسماعیل‌ها به خاطر تاکیدشان بر فراگیری شناخته شده‌اند.

the ismailis have a strong sense of community.

اسماعیل‌ها حس قوی جامعه دارند.

ismailis often seek knowledge and wisdom.

اسماعیل‌ها اغلب به دنبال دانش و حکمت هستند.

many ismailis live in various countries around the world.

بسیاری از اسماعیل‌ها در کشورهای مختلف در سراسر جهان زندگی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید