isotype

[ایالات متحده]/ˈaɪsəʊtaɪp/
[بریتانیا]/ˈaɪsoʊtaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی موجود یا گونه که از نظر ژنتیکی با دیگری یکسان است؛ نمودار آماری که فرم یکسانی را نشان می‌دهد
Word Forms
جمعisotypes

عبارات و ترکیب‌ها

isotype analysis

تجزیه و تحلیل ایزوتایپ

isotype classification

طبقه بندی ایزوتایپ

isotype expression

بیان ایزوتایپ

isotype switching

تغییر ایزوتایپ

isotype control

کنترل ایزوتایپ

isotype identification

شناسایی ایزوتایپ

isotype distribution

توزیع ایزوتایپ

isotype variant

نوع ایزوتایپ

isotype marker

نشانگر ایزوتایپ

isotype relationship

ارتباط ایزوتایپ

جملات نمونه

the isotype of the organism helps in its classification.

ایزوتپ موجود در ارگانیسم به طبقه‌بندی آن کمک می‌کند.

researchers study isotypes to understand genetic variations.

محققان ایزوتوپ‌ها را برای درک تغییرات ژنتیکی مطالعه می‌کنند.

isotype analysis is crucial in evolutionary biology.

تجزیه و تحلیل ایزوتوپ‌ها در زیست‌شناسی تکاملی بسیار مهم است.

different isotypes can indicate environmental adaptations.

ایزوتوپ‌های مختلف می‌توانند نشان‌دهنده سازگاری‌های محیطی باشند.

isotype markers are used in ecological studies.

علامت‌گذارهای ایزوتوپ در مطالعات اکولوژیکی استفاده می‌شوند.

the concept of isotype is essential in taxonomy.

مفهوم ایزوتوپ در طبقه‌بندی اساسی است.

isotype distribution can reveal population dynamics.

توزیع ایزوتوپ‌ها می‌تواند پویایی جمعیت را نشان دهد.

scientists often compare isotypes to track species evolution.

دانشمندان اغلب ایزوتوپ‌ها را برای ردیابی تکامل گونه‌ها مقایسه می‌کنند.

the isotype of a protein can affect its function.

ایزوتوپ یک پروتئین می‌تواند بر عملکرد آن تأثیر بگذارد.

understanding isotypes can aid in conservation efforts.

درک ایزوتوپ‌ها می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید