iterating

[ایالات متحده]/ˈɪtəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɪtəreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تکرار یک فرآیند یا بیانیه؛ دوباره یا مکرراً بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

iterating process

فرآیند تکرار

iterating steps

گام‌های تکراری

iterating solutions

راه حل‌های تکراری

iterating feedback

بازخورد تکراری

iterating design

طراحی تکراری

iterating models

مدل‌های تکراری

iterating ideas

ایده‌های تکراری

iterating values

ارزش‌های تکراری

iterating concepts

مفاهیم تکراری

iterating methods

روش‌های تکراری

جملات نمونه

we are iterating through the data to find patterns.

ما در حال پیمایش داده‌ها برای یافتن الگوها هستیم.

the team is iterating on the design to improve usability.

تیم در حال بهبود طراحی برای افزایش قابلیت استفاده است.

iterating over the list allows us to process each item.

پیمایش در لیست به ما این امکان را می‌دهد که هر آیتم را پردازش کنیم.

they are iterating their approach based on user feedback.

آنها رویکرد خود را بر اساس بازخورد کاربران تغییر می‌دهند.

by iterating quickly, we can test new ideas effectively.

با پیمایش سریع، می‌توانیم ایده‌های جدید را به طور مؤثر آزمایش کنیم.

iterating through the code revealed some bugs.

پیمایش در کد برخی اشکالات را آشکار کرد.

we are iterating on our marketing strategy this quarter.

ما در این فصل در حال بهبود استراتژی بازاریابی خود هستیم.

iterating the algorithm improved its performance significantly.

بهبود الگوریتم با پیمایش، عملکرد آن را به طور قابل توجهی بهبود بخشید.

she enjoys iterating her artwork until it feels right.

او از تکرار اثر هنری خود تا زمانی که احساس کند درست است، لذت می‌برد.

we will be iterating our product features based on customer needs.

ما ویژگی‌های محصول خود را بر اساس نیازهای مشتریان تکرار خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید