ceasing

[ایالات متحده]/ˈsiːsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsiːzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توقف، پایان، به پایان رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

ceasing operations

توقف عملیات

ceasing fire

توقف آتش

ceasing production

توقف تولید

ceasing activities

توقف فعالیت‌ها

ceasing support

توقف حمایت

ceasing negotiations

توقف مذاکرات

ceasing communication

توقف ارتباطات

ceasing payments

توقف پرداخت‌ها

جملات نمونه

ceasing operations can lead to significant financial losses.

متوقف کردن عملیات می‌تواند منجر به ضررهای مالی قابل توجهی شود.

the company announced it would be ceasing production next month.

شرکت اعلام کرد که ماه آینده تولید را متوقف خواهد کرد.

ceasing communication can create misunderstandings.

قطع ارتباط می‌تواند باعث سوء تفاهم شود.

he is ceasing to participate in the project due to personal reasons.

او به دلیل مشکلات شخصی در حال قطع همکاری با پروژه است.

ceasing all activities during the holiday is a common practice.

متوقف کردن تمام فعالیت‌ها در طول تعطیلات یک روش معمول است.

the government is ceasing to provide funding for this initiative.

دولت در حال قطع حمایت مالی از این طرح است.

she is ceasing her studies to focus on her career.

او تحصیلات خود را متوقف می‌کند تا بر روی شغل خود تمرکز کند.

ceasing to support the campaign could affect its success.

قطع حمایت از کمپین می‌تواند بر موفقیت آن تأثیر بگذارد.

they are ceasing to use plastic bags to promote sustainability.

آنها در حال قطع استفاده از کیسه‌های پلاستیکی برای ترویج پایداری هستند.

ceasing all operations during the storm is essential for safety.

متوقف کردن تمام عملیات‌ها در طول طوفان برای ایمنی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید