iucd

[ایالات متحده]/ˌaɪ.juː.ˈsiː.ˈdiː/
[بریتانیا]/ˌaɪ.juː.ˈsiː.ˈdiː/

ترجمه

abbr. وسیله جلوگیری از بارداری داخل رحم: وسیله جلوگیری از بارداری که در رحم قرار می‌گیرد تا از بارداری جلوگیری کند.
شکل‌های واژه
جمعiucds

جملات نمونه

many women choose the iud as their preferred method of contraception.

بیشتر زنان IUD را به عنوان روش مورد ترجیح خود برای جلوگیری از بارداری انتخاب می کنند.

the doctor explained the process of iud insertion during my appointment.

پزشک در جلسه من فرآیند قرار دادن IUD را توضیح داد.

hormonal iuds can reduce menstrual bleeding significantly.

IUD های هورمونی می توانند خونریزی ماهیانه را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

after five years, she decided to have her iud removed.

پس از پنج سال، او تصمیم گرفت IUD خود را حذف کند.

the copper iud is highly effective at preventing pregnancy.

IUD مسی در جلوگیری از بارداری بسیار مؤثر است.

some patients experience cramping after iud placement.

برخی از بیماران پس از قرار دادن IUD درد عضلانی را تجربه می کنند.

regular check-ups ensure the iud is positioned correctly.

بررسی های منظم مطمئن می کنند که IUD در جای درستی قرار دارد.

she opted for an iud because of its long-term effectiveness.

او به دلیل اثربخشی بلند مدت آن، IUD را انتخاب کرد.

the iud strings should be checked regularly by a healthcare provider.

ریسمان های IUD باید به طور منظم توسط یک ارائه دهنده خدمات بهداشتی بررسی شوند.

insurance coverage varies for different types of iuds.

پوشش بیمه برای انواع مختلف IUD متفاوت است.

iud complications are rare but should be discussed with a doctor.

عوارض IUD نادر است، اما باید با پزشک در مورد آن گفت و گو شود.

the nurse demonstrated how to feel for the iud strings at home.

پرستار نشان داد که چگونه در خانه می توان ریسمان های IUD را احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید