ivries

[ایالات متحده]/ˈɪvriz/
[بریتانیا]/ˈɪvriz/

ترجمه

n. نام شخصی از مبدأ فرانسوی یا انگلیسی

عبارات و ترکیب‌ها

ivrying

ترجمه فارسی

ivriest

ترجمه فارسی

plays ivries

ترجمه فارسی

ivrying out

ترجمه فارسی

ivry keys

ترجمه فارسی

smooth ivries

ترجمه فارسی

جملات نمونه

she ran her fingers across the ivories, creating a gentle melody.

او انگشتان خود را روی ایوری‌ها حرکت داد و یک ملودی لطیف ایجاد کرد.

the old piano's ivories were yellowed with age.

ایوری‌های پیانو قدیمی با گذشت زمان زرد شده بودند.

he threatened to box my ears for touching his precious ivories.

او تهدید کرد که گوش‌های من را باز کند اگر ایوری‌های گران‌بهایش را لمس کنم.

the concert pianist's ivories gleamed under the spotlight.

ایوری‌های پیانویست کنسرت در زیر نور می‌درخشیدند.

press the ivories softly to produce a whisper-quiet sound.

ایوری‌ها را به آرامی فشار دهید تا صدایی خیلی کم و نامرئی ایجاد شود.

her nimble fingers danced across the ivories effortlessly.

انگشتان ظریف او بدون هیچ تلاشی روی ایوری‌ها رقصید.

the ivories resonated with beautiful harmonics throughout the hall.

ایوری‌ها در سراسر سالن با هارمونی‌های زیبایی تکان می‌خوردند.

he spent hours practicing scales on the dusty ivories.

او ساعت‌ها روی ایوری‌های گرد و غباری تمرین سکاله می‌زد.

the ivories sang under her skilled touch.

ایوری‌ها زیر لمس ماهرانه‌اش آواز می‌خواندند.

sunlight streamed through the window, illuminating the yellowed ivories.

نور خورشید از پنجره جریان می‌یافت و ایوری‌های زرد رنگ را روشن می‌کرد.

mastering the ivories requires years of dedicated practice.

استاد شدن در ایوری‌ها نیاز به سال‌ها تمرین وقفه‌ناپذیر دارد.

the worn ivories showed decades of musical devotion.

ایوری‌های ساییده‌شده ده‌ها سال عشق به موسیقی را نشان می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید