jackboot

[ایالات متحده]/'dʒækbuːt/
[بریتانیا]/ˈdʒækˌbut/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چکمه نظامی بلند
فشار نظامی
استبداد
Word Forms
جمعjackboots

جملات نمونه

the terror of jackboots pounding down the street.

ترس از صدای چکمه‌های سنگین که در خیابان طنین‌انداز می‌شوند.

The dictator's regime was characterized by jackboot tactics.

رژیم دیکتاتور با تاکتیک‌های چکمه‌دار مشخص می‌شد.

The soldiers marched in jackboot style.

سربازان به سبک چکمه‌دار رژه می‌رفتند.

The protestors were met with jackboot oppression from the authorities.

اعتراض‌کنندگان با ستم چکمه‌دار از سوی مقامات روبرو شدند.

The jackboot of censorship stifled freedom of speech.

چکمه سانسور آزادی بیان را خفه کرد.

The jackboot of authoritarianism trampled on human rights.

چکمه خودکامی بر حقوق بشر پا گذاشت.

Under the jackboot of tyranny, dissent was not tolerated.

تحت چکمه ظلم، مخالفت تحمل نشد.

The jackboot of corruption had a stranglehold on the country.

چکمه فساد کنترل خفگی‌کننده‌ای بر کشور داشت.

The regime maintained control through the jackboot of fear.

رژیم از طریق چکمه ترس کنترل را حفظ کرد.

The jackboot of oppression crushed any form of resistance.

چکمه ستم هر شکلی از مقاومت را خرد کرد.

The protesters refused to yield to the jackboot of authority.

معترضان از сда شدن به چکمه قدرت امتناع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید