jackdaw

[ایالات متحده]/ˈdʒækdɔ:/
[بریتانیا]/'dʒækdɔ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گونه‌ای از پرنده سیاه و سفید، شناخته شده به خاطر هوش و کنجکاوی‌اش، که اغلب در مناطق شهری دیده می‌شود
Word Forms
جمعjackdaws

جملات نمونه

The jackdaw is a member of the crow family.

چلغون زاغی یکی از اعضای خانواده کلاغ‌ها است.

The shiny trinket caught the jackdaw's attention.

جواهرات براق توجه چلغون زاغی را به خود جلب کرد.

The jackdaw is known for its intelligence and adaptability.

چلغون زاغی به خاطر هوش و سازگاری‌اش شناخته شده است.

A group of jackdaws was perched on the roof.

گروهی از چلغون زاغی روی پشت بام نشسته بودند.

The jackdaw's distinctive call echoed through the forest.

صدای مشخص چلغون زاغی در جنگل طنین‌انداز بود.

The jackdaw's black plumage contrasted with the white snow.

پر و اندام سیاه چلغون زاغی با برف سفید تضاد داشت.

The jackdaw is often seen scavenging for food in urban areas.

چلغون زاغی اغلب در مناطق شهری دیده می‌شود که به دنبال غذا می‌گردد.

The farmer shooed away the jackdaws from his crops.

کشاورز چلغون زاغی‌ها را از محصولاتش دور کرد.

The jackdaw's cleverness is evident in its problem-solving skills.

هوش چلغون زاغی در مهارت‌های حل مسئله‌اش آشکار است.

Children were delighted to watch the playful jackdaws in the park.

کودکان از تماشای چلغون زاغی‌های بازیگوش در پارک بسیار خوشحال بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید