crow

[ایالات متحده]/krəʊ/
[بریتانیا]/kroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. جیک جیک کردن
n. یک پرنده سیاه؛ صدای جیک جیک کردن که توسط خروس تولید می‌شود؛ ابزاری برای بلند کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

cawing crow

غازه کلاغ

black feathered crow

کلاغ سیاه پر

perched crow

کلاغ نشسته

noisy crow

کلاغ پر سر و صدا

eat crow

خوردن کلاغ

crow about

در مورد کلاغ صحبت کردن

جملات نمونه

The crow cawed loudly in the early morning.

غازه به صدا درآمد و با صدای بلند در صبح زود قارآوی کرد.

A murder of crows flew across the sky.

گله‌ای از کلاغ‌ها از روی آسمان پرواز کردند.

The farmer shooed away the crows from his cornfield.

کشاورز کلاغ‌ها را از مزرعه ذرت خود دور کرد.

The crow perched on the tree branch, watching the surroundings.

کلاغ روی شاخه درخت نشست و به اطراف نگاه کرد.

The crow is considered a symbol of bad luck in some cultures.

کلاغ در برخی فرهنگ‌ها به عنوان نمادی از بدشانسی در نظر گرفته می‌شود.

The crow's feathers were shiny in the sunlight.

پرهاى کلاغ در نور خورشید براق بودند.

The old superstition says that seeing a crow means bad news is coming.

خرافات قدیمی می‌گویند دیدن کلاغ به معنای خبر بد است.

The crow is known for its intelligence and problem-solving abilities.

کلاغ به خاطر هوش و توانایی‌های حل مسئله‌اش شناخته شده است.

The crow's black plumage contrasted sharply against the white snow.

پر وپوشش سیاه کلاغ با برف سفید تضاد شدیدی داشت.

The crow's call echoed through the empty streets at night.

صدای کلاغ در شب از خیابان‌های خالی پژواک می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید