old jalopy
ماشین قدیمی
rusty jalopy
ماشین زنگزدگی
classic jalopy
ماشین کلاسیک
beat-up jalopy
ماشین درب و داغان
vintage jalopy
ماشین عتیقه
run-down jalopy
ماشین فرسوده
old-school jalopy
ماشین قدیمیسبک
trusty jalopy
ماشین مورد اعتماد
fancy jalopy
ماشین شیک
cheap jalopy
ماشین ارزان
he drove his old jalopy to work every day.
او هر روز با جلوی قدیمیاش به محل کار میرفت.
that jalopy barely made it up the hill.
آن جلوی به سختی توانست از تپه بالا برود.
she loves her jalopy despite its many flaws.
او با وجود نقصهای زیاد، عاشق جلوی خود است.
we took a road trip in my grandfather's jalopy.
ما یک سفر جادهای با جلوی پدربزرگم داشتیم.
the jalopy broke down in the middle of nowhere.
جلوی در وسط هیچ کجا از کار افتاد.
he spent the weekend fixing up his jalopy.
او آخر هفته را تعمیر جلوی خود گذراند.
her jalopy is a classic that turns heads.
جلوی او یک کلاسیک است که توجهها را به خود جلب میکند.
they laughed as they rode in the old jalopy.
آنها در حالی که سوار جلوی قدیمی شدند، خندیدند.
he bought the jalopy for a hundred dollars.
او جلوی را به قیمت صد دلار خرید.
the jalopy is more reliable than it looks.
جلوی بیشتر از آن چیزی که به نظر میرسد قابل اعتماد است.
old jalopy
ماشین قدیمی
rusty jalopy
ماشین زنگزدگی
classic jalopy
ماشین کلاسیک
beat-up jalopy
ماشین درب و داغان
vintage jalopy
ماشین عتیقه
run-down jalopy
ماشین فرسوده
old-school jalopy
ماشین قدیمیسبک
trusty jalopy
ماشین مورد اعتماد
fancy jalopy
ماشین شیک
cheap jalopy
ماشین ارزان
he drove his old jalopy to work every day.
او هر روز با جلوی قدیمیاش به محل کار میرفت.
that jalopy barely made it up the hill.
آن جلوی به سختی توانست از تپه بالا برود.
she loves her jalopy despite its many flaws.
او با وجود نقصهای زیاد، عاشق جلوی خود است.
we took a road trip in my grandfather's jalopy.
ما یک سفر جادهای با جلوی پدربزرگم داشتیم.
the jalopy broke down in the middle of nowhere.
جلوی در وسط هیچ کجا از کار افتاد.
he spent the weekend fixing up his jalopy.
او آخر هفته را تعمیر جلوی خود گذراند.
her jalopy is a classic that turns heads.
جلوی او یک کلاسیک است که توجهها را به خود جلب میکند.
they laughed as they rode in the old jalopy.
آنها در حالی که سوار جلوی قدیمی شدند، خندیدند.
he bought the jalopy for a hundred dollars.
او جلوی را به قیمت صد دلار خرید.
the jalopy is more reliable than it looks.
جلوی بیشتر از آن چیزی که به نظر میرسد قابل اعتماد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید