jalopy

[ایالات متحده]/dʒəˈlɒpi/
[بریتانیا]/dʒəˈlɑːpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وسیله نقلیه قدیمی و خراب؛ یک هواپیمای قدیمی و فرسوده

عبارات و ترکیب‌ها

old jalopy

ماشین قدیمی

rusty jalopy

ماشین زنگ‌زدگی

classic jalopy

ماشین کلاسیک

beat-up jalopy

ماشین درب و داغان

vintage jalopy

ماشین عتیقه

run-down jalopy

ماشین فرسوده

old-school jalopy

ماشین قدیمی‌سبک

trusty jalopy

ماشین مورد اعتماد

fancy jalopy

ماشین شیک

cheap jalopy

ماشین ارزان

جملات نمونه

he drove his old jalopy to work every day.

او هر روز با جلوی قدیمی‌اش به محل کار می‌رفت.

that jalopy barely made it up the hill.

آن جلوی به سختی توانست از تپه بالا برود.

she loves her jalopy despite its many flaws.

او با وجود نقص‌های زیاد، عاشق جلوی خود است.

we took a road trip in my grandfather's jalopy.

ما یک سفر جاده‌ای با جلوی پدربزرگم داشتیم.

the jalopy broke down in the middle of nowhere.

جلوی در وسط هیچ کجا از کار افتاد.

he spent the weekend fixing up his jalopy.

او آخر هفته را تعمیر جلوی خود گذراند.

her jalopy is a classic that turns heads.

جلوی او یک کلاسیک است که توجه‌ها را به خود جلب می‌کند.

they laughed as they rode in the old jalopy.

آنها در حالی که سوار جلوی قدیمی شدند، خندیدند.

he bought the jalopy for a hundred dollars.

او جلوی را به قیمت صد دلار خرید.

the jalopy is more reliable than it looks.

جلوی بیشتر از آن چیزی که به نظر می‌رسد قابل اعتماد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید