old clunker
ماشین قدیمی خراب
clunker car
ماشین دست و پا چلفتی
clunker truck
کامیون دست و پا چلفتی
rusty clunker
ماشین خراب و زنگ زده
clunker engine
موتور دست و پا چلفتی
clunker deal
معامله دست و پا چلفتی
clunker model
مدل دست و پا چلفتی
clunker status
وضعیت ماشین دست و پا چلفتی
clunker repair
تعمیر ماشین دست و پا چلفتی
clunker sale
فروش ماشین دست و پا چلفتی
this old car is a real clunker.
این ماشین قدیمی یک آشغال واقعی است.
he drives a clunker that barely starts.
او ماشینی را میراند که به سختی روشن میشود.
buying that clunker was a big mistake.
خریدن آن آشغال یک اشتباه بزرگ بود.
she decided to sell her clunker and buy a new one.
او تصمیم گرفت آشغالش را بفروشد و یکی جدید بخرد.
my friend's clunker broke down on the highway.
آشغال دوست من در بزرگراه از کار افتاد.
they refer to his car as a clunker.
آنها به ماشین او میگویند آشغال.
after years of use, it has become a clunker.
پس از سالها استفاده، به یک آشغال تبدیل شده است.
fixing that clunker will cost a fortune.
تعمیر آن آشغال هزینه زیادی خواهد داشت.
he can't afford to drive a clunker anymore.
دیگر نمیتواند آشغال براند.
she joked that her clunker was a classic.
او شوخی کرد و گفت آشغالش یک کلاسیک است.
old clunker
ماشین قدیمی خراب
clunker car
ماشین دست و پا چلفتی
clunker truck
کامیون دست و پا چلفتی
rusty clunker
ماشین خراب و زنگ زده
clunker engine
موتور دست و پا چلفتی
clunker deal
معامله دست و پا چلفتی
clunker model
مدل دست و پا چلفتی
clunker status
وضعیت ماشین دست و پا چلفتی
clunker repair
تعمیر ماشین دست و پا چلفتی
clunker sale
فروش ماشین دست و پا چلفتی
this old car is a real clunker.
این ماشین قدیمی یک آشغال واقعی است.
he drives a clunker that barely starts.
او ماشینی را میراند که به سختی روشن میشود.
buying that clunker was a big mistake.
خریدن آن آشغال یک اشتباه بزرگ بود.
she decided to sell her clunker and buy a new one.
او تصمیم گرفت آشغالش را بفروشد و یکی جدید بخرد.
my friend's clunker broke down on the highway.
آشغال دوست من در بزرگراه از کار افتاد.
they refer to his car as a clunker.
آنها به ماشین او میگویند آشغال.
after years of use, it has become a clunker.
پس از سالها استفاده، به یک آشغال تبدیل شده است.
fixing that clunker will cost a fortune.
تعمیر آن آشغال هزینه زیادی خواهد داشت.
he can't afford to drive a clunker anymore.
دیگر نمیتواند آشغال براند.
she joked that her clunker was a classic.
او شوخی کرد و گفت آشغالش یک کلاسیک است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید