clunker

[ایالات متحده]/ˈklʌŋ.kər/
[بریتانیا]/ˈklʌŋ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماشین یا وسیله نقلیه قدیمی و فرسوده؛ یک وسیله نقلیه خراب یا در حال تخریب

عبارات و ترکیب‌ها

old clunker

ماشین قدیمی خراب

clunker car

ماشین دست و پا چلفتی

clunker truck

کامیون دست و پا چلفتی

rusty clunker

ماشین خراب و زنگ زده

clunker engine

موتور دست و پا چلفتی

clunker deal

معامله دست و پا چلفتی

clunker model

مدل دست و پا چلفتی

clunker status

وضعیت ماشین دست و پا چلفتی

clunker repair

تعمیر ماشین دست و پا چلفتی

clunker sale

فروش ماشین دست و پا چلفتی

جملات نمونه

this old car is a real clunker.

این ماشین قدیمی یک آشغال واقعی است.

he drives a clunker that barely starts.

او ماشینی را می‌راند که به سختی روشن می‌شود.

buying that clunker was a big mistake.

خریدن آن آشغال یک اشتباه بزرگ بود.

she decided to sell her clunker and buy a new one.

او تصمیم گرفت آشغالش را بفروشد و یکی جدید بخرد.

my friend's clunker broke down on the highway.

آشغال دوست من در بزرگراه از کار افتاد.

they refer to his car as a clunker.

آنها به ماشین او می‌گویند آشغال.

after years of use, it has become a clunker.

پس از سال‌ها استفاده، به یک آشغال تبدیل شده است.

fixing that clunker will cost a fortune.

تعمیر آن آشغال هزینه زیادی خواهد داشت.

he can't afford to drive a clunker anymore.

دیگر نمی‌تواند آشغال براند.

she joked that her clunker was a classic.

او شوخی کرد و گفت آشغالش یک کلاسیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید