jars

[ایالات متحده]/[ˈdʒɑːz]/
[بریتانیا]/[ˈdʒɑːrz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف شیشه‌ای یا سفالی با درپوش، معمولاً برای نگهداری غذا یا مایعات استفاده می‌شود؛ جمع jar
v. چیزی را در یک jar قرار دادن یا به دام انداختن.

عبارات و ترکیب‌ها

jars of jam

شیشه‌های مربا

jars open

شیشه‌های باز

jars stacked

شیشه‌های چیده شده

jars lined

شیشه‌های مرتب

jars filled

شیشه‌های پر

jars break

شیشه‌ها شکستن

jars store

شیشه‌ها ذخیره کردن

jars sit

شیشه‌ها نشستن

jars contain

شیشه‌ها شامل

jars collect

شیشه‌ها جمع کردن

جملات نمونه

she carefully arranged the jars of homemade jam on the shelf.

او بطری‌های مربای خانگی را با دقت روی قفسه مرتب کرد.

we stored the pickles in glass jars to preserve them.

ما ترشیجات را در شیشه‌جات برای نگهداری آن‌ها ذخیره کردیم.

the kitchen cupboard was filled with jars of spices.

کابینت آشپزخانه پر از شیشه‌جات ادویه بود.

he collected antique jars from around the world.

او شیشه‌جات عتیقه را از سراسر جهان جمع‌آوری کرد.

the mason jars were perfect for canning vegetables.

شیشه‌جات مخصوص برای کنسرو کردن سبزیجات عالی بودند.

they sealed the jars tightly to prevent spoilage.

آن‌ها شیشه‌جات را به طور محکم درب بستند تا از خراب شدن آن‌ها جلوگیری کنند.

she bought several empty jars to store beads.

او چند شیشه‌ خالی برای نگهداری مهره‌ها خرید.

the old jars sat on the windowsill, gathering dust.

شیشه‌جات قدیمی روی طاقچه نشسته بودند و گرد و غبار جمع می‌کردند.

he opened a jar of olives and added them to the salad.

او یک شیشه‌ زیتون باز کرد و آن‌ها را به سالاد اضافه کرد.

the children loved to decorate the glass jars with paint.

بچه‌ها عاشق تزئین شیشه‌جات با رنگ بودند.

she stacked the jars neatly in the pantry.

او شیشه‌جات را به طور مرتب در انباری چید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید