jars of jam
شیشههای مربا
jars open
شیشههای باز
jars stacked
شیشههای چیده شده
jars lined
شیشههای مرتب
jars filled
شیشههای پر
jars break
شیشهها شکستن
jars store
شیشهها ذخیره کردن
jars sit
شیشهها نشستن
jars contain
شیشهها شامل
jars collect
شیشهها جمع کردن
she carefully arranged the jars of homemade jam on the shelf.
او بطریهای مربای خانگی را با دقت روی قفسه مرتب کرد.
we stored the pickles in glass jars to preserve them.
ما ترشیجات را در شیشهجات برای نگهداری آنها ذخیره کردیم.
the kitchen cupboard was filled with jars of spices.
کابینت آشپزخانه پر از شیشهجات ادویه بود.
he collected antique jars from around the world.
او شیشهجات عتیقه را از سراسر جهان جمعآوری کرد.
the mason jars were perfect for canning vegetables.
شیشهجات مخصوص برای کنسرو کردن سبزیجات عالی بودند.
they sealed the jars tightly to prevent spoilage.
آنها شیشهجات را به طور محکم درب بستند تا از خراب شدن آنها جلوگیری کنند.
she bought several empty jars to store beads.
او چند شیشه خالی برای نگهداری مهرهها خرید.
the old jars sat on the windowsill, gathering dust.
شیشهجات قدیمی روی طاقچه نشسته بودند و گرد و غبار جمع میکردند.
he opened a jar of olives and added them to the salad.
او یک شیشه زیتون باز کرد و آنها را به سالاد اضافه کرد.
the children loved to decorate the glass jars with paint.
بچهها عاشق تزئین شیشهجات با رنگ بودند.
she stacked the jars neatly in the pantry.
او شیشهجات را به طور مرتب در انباری چید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید