jauntiness

[ایالات متحده]/ˈdʒɔːntɪnəs/
[بریتانیا]/ˈdʒɔːntɪnəs/

ترجمه

n. ویژگی شاد و پرجنب و جوش بودن؛ حالت خوشحال و بی‌خیال بودن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

jauntiness of youth

شادمانی جوانی

jauntiness in stride

شادمانی در گام

jauntiness of spirit

شادمانی روح

jauntiness of style

شادمانی سبک

jauntiness in movement

شادمانی در حرکت

jauntiness of manner

شادمانی رفتار

jauntiness in tone

شادمانی لحن

jauntiness of expression

شادمانی بیان

jauntiness of attitude

شادمانی نگرش

jauntiness in conversation

شادمانی در گفتگو

جملات نمونه

her jauntiness brightened up the entire room.

شادمانی او کل اتاق را روشن کرد.

the child's jauntiness was infectious at the party.

شادمانی کودک در مهمانی مسری بود.

he walked with a jauntiness that showed his confidence.

او با شادمانی راه می‌رفت که نشان‌دهنده اعتماد به نفس او بود.

her jauntiness made the long journey feel shorter.

شادمانی او باعث شد سفر طولانی کوتاه به نظر برسد.

the jauntiness of the music lifted everyone's spirits.

شادمانی موسیقی باعث شد روحیه همه بالا برود.

despite the rain, his jauntiness remained unshaken.

با وجود باران، شادمانی او دستخوش تغییر نشد.

she approached the challenge with a sense of jauntiness.

او چالش را با حس شادمانی پذیرفت.

the jauntiness in her step revealed her excitement.

شادمانی در گام‌های او نشان‌دهنده هیجان او بود.

his jauntiness was a stark contrast to the somber atmosphere.

شادمانی او در تضاد شدید با فضای غمگین بود.

the team's jauntiness helped them overcome the tough situation.

شادمانی تیم به آنها کمک کرد تا بر این وضعیت دشوار غلبه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید