jawlines

[ایالات متحده]/'dʒɔːlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمای فک پایین، شکل چانه.

عبارات و ترکیب‌ها

chiseled jawline

خط فک برجسته

defined jawline

خط فک مشخص

strong jawline

خط فک قوی

sharp jawline

خط فک تیز

جملات نمونه

He has a strong jawline that makes him look very handsome.

او خط فک قوی‌ای دارد که باعث می‌شود خیلی خوش‌تیپ به نظر برسد.

She likes men with a defined jawline.

او مردانی با خط فک مشخص را دوست دارد.

Many actors and models are known for their sharp jawlines.

بسیاری از بازیگران و مدل‌ها به خاطر خطوط فک تیزشان شناخته می‌شوند.

A chiseled jawline is often considered attractive in Western culture.

خط فک برجسته اغلب در فرهنگ غربی جذاب در نظر گرفته می‌شود.

Regular exercise can help define your jawline.

ورزش منظم می‌تواند به تعریف خط فک شما کمک کند.

She ran her fingers along his jawline.

او انگشتانش را در امتداد خط فک او حرکت داد.

He shaved his beard to show off his strong jawline.

او ریش خود را تراشید تا خط فک قوی خود را به نمایش بگذارد.

Her heart skipped a beat when she saw his perfect jawline.

وقتی خط فک عالی او را دید، قلبش یک بار دیگر از جا پرید.

The artist captured the man's rugged jawline in the portrait.

هنرمند خط فک زمخت مرد را در نقاشی به تصویر کشید.

She traced the outline of his jawline with her eyes.

او با چشمان خود خطوط خط فک او را دنبال کرد.

نمونه‌های واقعی

So the sound comes in and troubles along the jawline into the inner ear.

صدای به داخل می‌آید و در امتداد خط فک به گوش داخلی مشکل ایجاد می‌کند.

منبع: Natural History Museum

It knows that this is the jawline, it knows that these are lips.

می‌داند که این خط فک است، می‌داند که اینها لب هستند.

منبع: Q&A in progress.

I'd recognize that Heywood jawline anywhere.

من آن خط فک هی‌وود را در هر جایی تشخیص می‌دهم.

منبع: Legends of Tomorrow Season 2

The collar of the shirt would stand straight up and fit around the jawline.

یقه پیراهن به طور مستقیم بالا می‌ایستاد و دور خط فک قرار می‌گرفت.

منبع: Fashion experts interpret film and television dramas.

And then I'm gonna take a little bit of this and just chisel out my jawline.

و سپس کمی از این را بردارم و خط فکم را فقط تراش کنم.

منبع: Celebrity Skincare Tips

The inkvine scar along his jawline writhed as he turned, casting a smile across the room.

اسکار جوهر مانند در امتداد خط فک او هنگام چرخیدن پیچ و تاب خورد و لبخندی به اتاق انداخت.

منبع: "Dune" audiobook

He was fit and confident and good looking with his thick, dark hair and all-American jawline.

او تناسب اندام، اعتماد به نفس و خوش تیپ بود با موهای ضخیم و تیره و خط فک آمریکایی.

منبع: 99% unknown stories

And then, the edge part, what I do is I take it, and it's like you're scooping up your jawline.

و سپس قسمت لبه، کاری که انجام می‌دهم این است که آن را بردارم و این مثل این است که شما در حال جمع کردن خط فک خود هستید.

منبع: Celebrity Skincare Tips

And accentuate my jawline, and this is where I'm gonna make my neck the same color as my face.

و خط فکم را برجسته کنم، و این جایی است که می‌خواهم گردنم را با رنگ صورتم یکسان کنم.

منبع: Celebrity Skincare Tips

For example, the bone along the jawline is thick, a feature shared with early human species, such as Homo erectus.

به عنوان مثال، استخوان در امتداد خط فک ضخیم است، ویژگی مشترکی با گونه‌های انسانی اولیه مانند هومو ارکتوس.

منبع: 2023-38

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید