jazzmen

[ایالات متحده]/ˈdʒæzmən/
[بریتانیا]/ˈdʒæzmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک موسیقیدان که موسیقی جاز را می‌نوازد

عبارات و ترکیب‌ها

cool jazzman

مرد خنک جاز

famous jazzman

مرد جاز مشهور

jazzman style

سبک مرد جاز

young jazzman

مرد جاز جوان

jazzman vibes

فضای مرد جاز

jazzman music

موسیقی مرد جاز

legendary jazzman

مرد جاز افسانه‌ای

talented jazzman

مرد جاز با استعداد

local jazzman

مرد جاز محلی

jazzman performance

اجای مرد جاز

جملات نمونه

the jazzman played a soulful tune that captivated the audience.

مرد جاز قطعه‌ای دلنشین و پر احساس را اجرا کرد که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

many jazzmen gather at the club to jam every friday night.

هر شب جمعه، بسیاری از مردان جاز در باشگاه دور هم جمع می‌شوند تا بداهه نوازی کنند.

the young jazzman impressed everyone with his improvisational skills.

مرد جاز جوان با مهارت‌های بداهه‌نوازی خود همه را تحت تاثیر قرار داد.

being a jazzman requires passion and dedication to the art.

مرد جاز بودن مستلزم اشتیاق و تعهد به هنر است.

the jazzman collaborated with other musicians for a unique sound.

مرد جاز برای ایجاد یک صدای منحصر به فرد با نوازندگان دیگر همکاری کرد.

after years of practice, he finally became a renowned jazzman.

پس از سال‌ها تمرین، او سرانجام به یک مرد جاز مشهور تبدیل شد.

the jazzman shared stories from his travels around the world.

مرد جاز داستان‌هایی از سفر‌هایش در سراسر جهان به اشتراک گذاشت.

audiences love to hear the improvisations of a skilled jazzman.

مخاطبان عاشق شنیدن بداهه‌نوازی‌های یک مرد جاز ماهر هستند.

he was inspired by the great jazzmen of the past.

او از مردان جاز بزرگ گذشته الهام گرفت.

the jazzman's performance brought the crowd to their feet.

اجرای مرد جاز باعث شد جمعیت از جا برخیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید