jennies

[ایالات متحده]/ˈdʒɛniz/
[بریتانیا]/ˈdʒɛniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع جنی; دستگاه ریسندگی اولیه; پرنده ماده; الاغ ماده; پستاندار ماده

عبارات و ترکیب‌ها

jennies and colts

مادینه اسب و نعلبندان

jennies for sale

مادینه اسب برای فروش

jennies in pasture

مادینه اسب در مراتع

jennies and foals

مادینه اسب و کره

jennies on farm

مادینه اسب در مزرعه

jennies for breeding

مادینه اسب برای تولید مثل

jennies in heat

مادینه اسب در دورک

jennies with young

مادینه اسب با جوان

jennies and donkeys

مادینه اسب و الاغ

jennies at market

مادینه اسب در بازار

جملات نمونه

we saw a group of jennies grazing in the field.

ما گروهی از جنیز را در حال چرا در مزرعه دیدیم.

jennies are often used for carrying loads.

جنیز اغلب برای حمل بار استفاده می شوند.

she has a special bond with her jennies.

او یک پیوند خاص با جنیز خود دارد.

raising jennies can be quite rewarding.

پرورش جنیز می تواند بسیار سودآور باشد.

jennies are known for their gentle nature.

جنیز به خاطر طبیعت ملایم خود شناخته می شوند.

we need to feed the jennies before sunset.

ما باید جنیز را قبل از غروب آفتاب سیر کنیم.

her jennies are well-trained for riding.

جنیز او برای سواری آموزش دیده اند.

many farmers prefer jennies for their endurance.

بسیاری از کشاورزان جنیز را به دلیل استقامتشان ترجیح می دهند.

we took the jennies to the vet for a check-up.

ما جنیز را برای معاینه به دامپزشک بردیم.

jennies can be great companions for other animals.

جنیز می توانند همراهان خوبی برای سایر حیوانات باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید