asses

[ایالات متحده]/æsɪz/
[بریتانیا]/ˈæsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه ass، نشیمنگاه، مقعد، اندام تناسلی؛ یک الاغ یا قسمت پشتی آن؛ فرد احمق

عبارات و ترکیب‌ها

kick asses

ضربه زدن به کسی

asses someone off

آزار دادن کسی

ass-kicking performance

عملکرد فوق العاده

blow asses

شکست دادن

جملات نمونه

we need to assess the situation carefully.

ما نیاز داریم تا وضعیت را با دقت ارزیابی کنیم.

the teacher will assess the students' progress.

معلم پیشرفت دانش آموزان را ارزیابی خواهد کرد.

it is important to assess your options before deciding.

قبل از تصمیم گیری، ارزیابی گزینه های شما مهم است.

they will assess the impact of the new policy.

آنها تأثیر سیاست جدید را ارزیابی خواهند کرد.

we should assess the risks involved in this project.

ما باید خطرات مرتبط با این پروژه را ارزیابی کنیم.

she was asked to assess the quality of the product.

از او خواسته شد تا کیفیت محصول را ارزیابی کند.

the committee will assess the applications next week.

کمیته هفته آینده درخواست ها را ارزیابی خواهد کرد.

he needs to assess his financial situation before investing.

او قبل از سرمایه گذاری باید وضعیت مالی خود را ارزیابی کند.

they will assess the effectiveness of the training program.

آنها اثربخشی برنامه آموزشی را ارزیابی خواهند کرد.

it’s crucial to assess the environmental impact of the project.

ارزیابی تأثیرات زیست محیطی پروژه بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید